تبليغاتX
فاتح شیخ

فاتح شیخ

پیام تسلیت به خاطر جان باختن رفیق عزیزمان عبدالحسین صدام، ابو امیر


پیام تسلیت به خاطر جان باختن رفیق عزیزمان عبدالحسین صدام، ابو امیر

به خانواده عزیز رفیق عبدالحسین صدام "ابو امیر"!
به رفیق سمیر عادل رئیس "کنگره آزادی عراق"!
به رفیق سامان کریم رئیس دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری عراق!
به همرزمان رفیق عبدالحسین، به کمونیستها و آزادیخواهان متشکل در حزب کمونیست کارگری عراق، "کنگره آزادی عراق" و "گارد امان"! 

ضایعه جان باختن رفیق عبدالحسین صدام، "ابو امیر" را از طرف دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست صمیمانه تسلیت میگویم. ترور وحشیانه رفیق عبدالحسین یک حلقه از هزاران حلقه جنایتی است که نیروهای اشغالگر آمریکا و دارودسته های ارتجاعی اسلامی و قومی حاکم بر عراق و باندهای جنایتکار میلیشیای تروریستی در حق مردم عراق و آزادیخواهان مرتکب شده اند و یک نشانه دیگر بر ضرورت و حقانیت مبارزه بی امان و سرسختانه کمونیستها و آزادیخواهان متشکل در صفوف حزب کمونیست کارگری عراق، "کنگره آزادی عراق" و "گارد امان" برای پایان دادن به این جنایات و این جهنم ناامنی و ترور در عراق است. مطمئنا ما را در اندوه عمیق از دست دادن رفیق عبدالحسین شریک و در مبارزه خود تا رسیدن به پیروزی در کنار خود میدانید.

زنده باد خاطره عزیز رفیق ابو امیر
رئیس دفتر سیاسی
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
فاتح شیخ
٦ ژوئیه ۲٠٠٧

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:13  توسط فاتح شیخ   | 

برنامه چهار شنبه چهارم  جولاى ٢٠٠٧ 

       مهمترین مسائل روز

    در سالگرد ١٨ تیر - چپ در دانشگاه پرچمدار آزادیخواهی در جامعه - بهرام مدرسی (بخش دوم)

    رابطه ایران و امریکا از دو دیدگاه- گفتگو با فاتح شیخ و مهرداد خوانساری

    بخش اول             بخش دوم

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:43  توسط فاتح شیخ   | 

گفتگو با فاتح شيخ درباره اعتراضات عليه جيره بندى بنزين

گفتگو با مظفر محمدى درباره گارد آزادى

بخش اول             بخش دوم

تهيه كننده مصطفى اسدپور

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 21:32  توسط فاتح شیخ   | 

پمپ بنزينها را آتش نزنيد، آنها را به كنترل درآوريد! سهميه بندى بنزين بايد لغو شود!

شورش بنزين و سياستهاى متفاوت حزب حكمتيست
گفتگوي تلويزيون پرتو با فاتح شيخ
با اعلام سهميه بندى بنزين در ايران اعتراضات گسترده مردم  فضاى سياسى را  فرا گرفت.  انتظار يك شورش و عصيان از همه جا شنيده ميشد. علاوه بر اينکه همه دستگاه دولتى و از جمله دستگاه سركوب آن بسيج شدند، نيروهاى سياسى مختلف اپوزيسيون هم به كشمكش مردم و رژيم پيوستند.

اعتراضات عليه بنزين در عرض همان دو روز اول فروكش كرد. خيلى ها از جمله خود رژيم از خطر انفجارهاى اعتراضى سخن ميگفتند. از همين بيم هم بود كه دست به سركوب زدند، خبرها حكايت از سركوب خونين و بى مهاباى رژيم دارند. احمدي نژاد جلوى صحنه آمد و از كنترل اوضاع بدست خود،  نيشهايش را تا بناگوش باز كرد. از ضرورت كنترل مصرف بنزين حرف زد، از مساله خودكفايى اقتصادى، از مقابله با توطئه هاى اجنبى گفت، وعده تبديل به سوخت گاز را مطرح كرد … آيا واقعا اين وعده ها مردم را آرام كرد؟ آيا پيش بينى ها و سياستهاى اپوزيسيون در مقابل مردم درست بود؟ بالاخره اين مردم و آن جامعه مملو از عصيان و اعتراض و نفرت چگونه بايد راه بجلو باز كند؟

شورش بنزين و تحولات سياسى حاشيه آن را در دو مورد و با فاصله يك هفته در تلويزيون پرتو با فاتح شيخ رئيس دفتر سياسى حزب حكمتيست به گفتگو گذاشتيم. نگاهى به اين دو گفتگو ديد اين حزب را نسبت به اعتراضات مردم و منطق حاكم بر سياستهاى آن را بدست ميدهد. تفاوت اين حزب و ساير جريانات اپوزيسيون يكبار ديگر توجه را بخود جلب ميکند.

گفتگوى اول: پنج شنبه ۲۸ ژوئن (فرداى اعلام جيره بندى بنزين و شروع اعتراضات)

سوال: در اطلاعيه حزب حكمتيست آمده است كه اين اقدام رژيم، اقدام تازه تر بيشرمانه عليه مردم و عليه سفره خالى مردم است. توضيح بيشتر در اين مورد مايل هستم از شما بشنوم.

فاتح شيخ: سهميه بندى بنزين و آنچه ميخواهند در آينده انجام دهند، يعنى آزاد كردن قيمت بنزين، يك تعرض گسترده به زندگى مردم از طرف رژيم است. با واكنش وسيع مردم ميشود فهميد كه اين اقدام رژيم چگونه ميتواند همه جوانب زندگى مردم را زير فشار قرار دهد. از همين ديروز كرايه تاكسى و وسايل حمل و نقل چندين برابر بالا رفته است. همزمان قيمت ساير مايحتاج زندگى هم رو به صعود گذاشته است. منطق بازار همين است. جايى كه دولت در محدوده اي دخالت ميكند، بخش خصوصى هم فورا عليه مصرف كنندگان، و عمدتا طبقه كارگر، وارد عمل ميشود و از همه جا فشارها روى مردم محروم متمركز ميگردد.

سوال: ميگويند كه اين سهميه بندى ربط مستقيم با محاصره اقتصادى آمريكا و غرب دارد. گويا اين اولين بارزه هاى محاصره اقتصادى ناشى از بحران اتمى است. شما مساله را چگونه ميبينيد؟

فاتح شيخ: من موافق اين توضيح نيستم. اين مساله به محاصره اقتصادى ربط مستقيمى ندارد. خود دولت ميگويد بخاطر فشارهاي احتمالى در آينده از حالا ميخواهد دست پيش بگيرد. اين در واقع صحت توضيح ما را در مورد زيانهاي محاصره اقتصادى هم، ثابت ميكند. ما گفتيم محاصره اقتصادى به مردم بيشتر از رژيم فشار مياورد، و به رژيم فرصت ميدهد كه به اين بهانه مردم را زير فشار بگذارد. اين از موارد روشنى است كه دولت هم به بهانه محاصره اقتصادى، هم به بهانه اينكه قيمت بنزين در ايران پايين تر از ديگر كشورهاست، اين تعرض را در دستور گذاشته است. بر اساس همين استدلال بايد از رژيم پرسيد مگر دستمزد كارگران در ايران چند برابر از آن كشورها پايين تر نيست؟ بهر صورت اين يك تعرض مستقيم رژيم به كارگران و مردم محروم است و به محاصره اقتصادى ربط ندارد.

سوال: درايران صحبت از يك فضاى تب آلود است. مردم عاصى چندين پمپ بنزين را به آتش كشيده اند. خود رژيم نيروهاى سركوبگرش را در سطح شهرها و در پمپ بنزينها مستقر كرده است. يک طرف رژيم با خط و نشان كشيدنها و تهديد را داريم و در طرف ديگر اپوزيسيونى كه مردم را به نوعى به شورش و عصيان عليه رژيم تشويق ميكند. اطلاعيه حزب حكمتيست بنوع ديگرى به مساله پرداخته است. شما خواسته ايد كه دست درازى رژيم خاتمه يابد. سهميه بندى قطع شود. در اين فضا، شما سياست حزب را كجا قرار ميدهيد؟

فاتح شيخ: مساله اينست كه رژيم تعرضى به زندگي مردم کرده، مردم هم بحق واكنش وسيعى نشان داده اند. اين كشمكش بايد به انتهاى خودش برسد. اعتراض مردم بايد به پيروزي برسد و اين تعرض خاص رژيم را عقب براند. بايد سهميه بندى بنزين لغو شود. اين هدف مشخص اعتراض و مبارزه مردم بايد باشد. از هر اعتراضى ميتوان به يك هدف و يک نتيجه معينى رسيد، اگر اين اعتراض به نتيجه مشخصى برسد، آنوقت جبهه مردم در مقابل رژيم يك قدم بزرگ جلو رفته است. الان جمهورى اسلامى يك تعرض بزرگ به سفره خالى مردم صورت داده، مردم بايد با اعتراض متحدانه خود اين تعرض را عقب بزنند.

بنظر ما اگر مردم بتوانند متحد ظاهر شوند، اگر بتوانند در كميته هاى محل، كميته هاى كارخانه و كميته هاي متنوع ديگر، در دفاع از حق خود متشكل شوند آنوقت رژيم ناچار خواهد شد تعرض اش را پس بگيرد. در اينصورت مردم در مقابل رژيم قوى تر شده و عملا حتى در مقابل تعرض بعدى رژيم هم سد بسته اند. در اين كشمكش براى ما و مردم اين مهم است كه بتوانيم دستگاه سركوب رژيم را فلج و زمينگير كنيم. اين هدف با ايجاد كميته ها و اتحادهاى مشخص و با اعتصابات متحدانه قابل كسب است اما اگر مردم فقط عصيان زده به خيابانها بريزند و صفوف خود را در دل اين مبارزه فشرده و متحد نکنند، آنوقت دستگاه سركوبگر رژيم كه براى چنين روزهايى قوى و قوى تر ميشود، مردم را به زور سرکوب و خشونت به خانه ها باز خواهند گرداند.

سوال: تا همينجا هم مردم در ايران، بر اثر انواع بليه هاى گرانى و بيكارى و اخراج و غيره تحت فشار كمرشكنى هستند. عصيان و اعتراض در آن جامعه انباشته است. سوال اينستكه مردم چگونه ميتوانند از اين فضا به سمت نتايج مشخص پيش بروند؟ در اطلاعيه آمده است كه اگر كارگران نفت پا پيش بگذارند ….

فاتح شيخ: بنظر من در كشورى كه بر روى درياى نفت خوابيده است و در همان حال مردمش از كمبود و گرانى بنزين رنج ميبرند، در كشورى كه ٢٨ سال پيش كارگران نفت آن، شيرهاي نفت را به روى افريقاى جنوبى و اسراييل بستند، الان اين توقع منطقى است كه كارگران بيايند و شيرهاي نفت را به روى خود رژيم ببندند. اين كارگران ميتوانند رژيم را از يك حربه مهم فشار و تعرض به مردم خلع سلاح كنند. ما ميگوئيم اگر كارگران صنايع كليدى كشور بى تفاوت نباشند و به ميدان بيايند و در صف اول اين اعتراض عمومى قرار بگيرند، آنوقت رژيم مجبور خواهد شد عقب بنشيند، دستگاه سركوب رژيم فلج ميشود و رژيم يک قدم بزرگ به سرنگونى نزديكتر خواهد شد. اين رژيم را بايد سرنگون كرد، همه شواهد روزمره زدگي و مبارزه مردم همين حكم را اثبات ميكند. اما مردمى كه متحد نيستند نخواهند توانست رژيم را سرنگون سازند. براى سرنگونى رژيم يك نيروى متحد لازم است. اين رژيم را آمريكا نميتواند سرنگون كند، سازمان ملل و محاصره اقتصادى نخواهد توانست، اين كار فقط از مردم و كارگران ساخته است. و اين تنها در صورت وجود صف متحد و متشكل قابل تحقق است. جز اين راهى براى سرنگونى رژيم و خروج جامعه از بحران تحميل شده از جانب رژيم به مردم، وجود ندارد.

سوال: در اطلاعيه بعلاوه از كمونيستها و فعالين خواسته شده كه بعنوان لولاى اتحاد مردم عمل كنند، براى اينكار گارد آزادى و كميته هاى كمونيستى و محلات را تشكيل بدهند. اين فعالين چه كارى از دستشان برميايد؟

فاتح شيخ: كمونيسم بمعناى واقعى آن، كمونيسم ماركس و كمونيسم طبقه كارگر چيزى جز اين نيست كه به اعتراض و مبارزه روزمره كارگر و مردم چفت شود و در متن آن قرار بگيرد. فعالين کمونيست بايد در دل همين اعتراضات، مردم و كارگران را متحد و متشكل كنند، كميته هاى كمونيستى تشكيل بدهند، كميته هاى خود را به رهبر اين اعتراضات تبديل سازند، واحدهاى گارد آزادى را بعنوان مدافع اتحاد و امنيت مردم و بعنوان نشانه قدرت مردم تشكيل بدهند. اين روزها موقعيت مناسبترى است كه  كمونيستها خيلى بيشتر از روزهاى عادى ميتوانند كار هميشگى سازماندهى و اتحادشان را به پيش ببرند. آنها ميتوانند نقش واقعى  خود را ايفا كنند و پرچمدار رهايى جامعه از اين بن بست شوند.

گفتگوى دوم، سه شنبه سوم ماه جولاى

سوال: ميگويند رژيم اعتراضات را كنترل كرد. آيا واقعا موفق شده كه كنترل كند؟ شما مساله را چگونه ميبينيد؟

فاتح شيخ: من فكر نميكنم رژيم موفق به كنترل شده باشد. ببينيد ميان مردم و رژيم يك جنگ و گريز در جريان است. اعتراض يك نيروى مادى معينى است و سركوب هم نيروى مادى معين ديگر. فكر نميكنم كنترلى در اين وسط انجام گرفته باشد. ١٨ تير هم چند سال پيش روى داد و بعد از شش روز بالاخره فروكش كرد. اما در همه دنيا آن رويدادها را نشانه خواست مبرم مردم ايران براى سرنگونى رژيم ارزيابى كردند. همه گفتند شش روزى بود كه جمهورى اسلامى را لرزاند. اين اعتراضات هم در محدوده خود به يك معنى جمهورى اسلامى را لرزانده است. مساله سهميه بندى بنزين داراى آن خصلتى است كه روى تمام وجوه زندگى مردم تاثير منفى ميگذارد. تاثير شديد ميگذارد. در نتيجه فكر نميكنم اين اعتراضات تمام شده باشد. گفتن اينكه رژيم موفق شده اعتراض مردم را كنترل كند، حكم صحيحى نيست. اعتراض مردم بالا و پايين ميرود ولى قطع نميشود. منتفى نميشود. نميتواند منتفى شود براى اينكه تا اين رژيم هست به معيشت مردم تعرض ميكند و مردم هم در مقابل دست به مبارزه و مقاومت ميزنند. اين اعتراض  در اشكال گوناگون هست، گاهى بيرون ميزند و گاهى هم پنهان ميماند و آتش زير خاكستر ميشود.

سوال: به اين مساله باز ميگردم اما يك سوال از زاويه ديگرى مطرح است.  گفته ميشود رژيم اسلامى هر چقدر هم كه مستحق سرنگونى باشد اما بهر حال نميشود چشم را بر حقايق بست. در مورد بنزين گفته ميشود كه مملكت واقعا مشكل دارد، مشكل محيط زيست، مشكل اتوموبيلهاى قراضه، مشكل ترافيك  و امثالهم. و تازه گرانى و كمبود بنزين مگر فقط محدود به ايران است؟ آيا فكر نميكنيد اينجاست كه اكثريت بزرگى به نوعى تن به سياست رژيم داده باشند؟

فاتح شيخ: اين استدلات بهيچ وجه برحق نيست. رژيم به هيچ وجه حق ندارد به معيشت مردم حمله كند. در جاهاى ديگر هم اگر قيمت بنزين بالاست لابد شركتهاى سرمايه دارى و دولتهاى مربوطه دارند به مردم زور ميگويند. فرقى كه در مورد ايران هست اينستكه اين مملكت روى درياي نفت و گاز خوابيده. دولتى كه نتواند سوخت را براى مردمش و با قيمت قابل قبول تامين كند، خوب بايد كنار برود. اگر روزنه اى از آزادى، آزادي و تعدد احزاب مثل آنچه در دول اروپايى هست، در ايران وجود داشت، مردم بلافاصله جمهورى اسلامى را با انتخابات كنار ميگذاشتند. چرا رژيم از پول امام جمعه ها و حوزه علميه و سپاه پاسداران و دستگاه بسيج و ارتش و قوه قضاييه اش نميزند؟ اين توجيهات در كنار سركوب، در كنار گلوله، درست براى عقب راندن و سركوب مردم بكار گرفته ميشود. اما هيچ حقانيتى در آن نيست. سهميه بندى  بنزين هيچ توجيه اقتصادى و اجتماعى قابل قبولى با خود ندارد.

سوال: از قبل و با شروع اولين بارقه هاى اعتراضات همه از “شورش بنزين”  نوشتند. همه ميگويند و يكبار ديگر هم گفتند  كه آن جامعه آبستن شورش و عصيان و انفجار است كه دنبال بهانه و مفر براى خالى كردن آن است. مثل موارد متعدد در سالهاى اخير اين بار هم اين طور نشد، چرا؟ همين شلوغ كردن و پيش بينى ها و غلط از آب در آمدن آن، ديگر تبديل به شوخى بحث درباره سياست در ايران شده است. شما چه فكر ميكنيد؟ كجاى اين نگاه به دنياى سياسى ايران غلط است؟

فاتح شيخ: توقع اينكه هر اعتراض مردم عليه رژيم يك نفس برود و تا سرنگونى رژيم ادامه پيدا كند، يك تصور واقعى نيست. چراكه فاكتور پراكندگي مردم و فقدان يك اتحاد قوى در ميان مردم در حال حاضر را بحساب نمياورد. اين فاكتور را بايد بحساب آورد. آنرا بايد به رسميت شناخت تا بتوان اين ضعف را علاج كرد. اينكه مردم دست به شورش و عصيان ميزنند كاملا واقعى است. در آن جامعه فلاكت هست. بهانه اى در كار نيست. گويا مردم از رژيم بيزارند و دنبال بهانه ميگردند، اينطور نيست. واقعيت اينستكه مردم از دست رژيم جانشان به لبشان رسيده است. تازه من فكر ميكنم به اندازه نفرت و بيزارى و جان به لب رسيدن مردم، ما شاهد ابعاد متناسب و گستردگى متناسب از اعتراض نيستيم. من فكر ميكنم هنوز شورش و عصيان كمتر از آن چيزى است كه امكان آن وجود دارد. اما هر شورش و عصيان خود بخود بمعناى آن نيست كه ميتواند تا سرنگونى رژيم ادامه پيدا کند.

من از كمبود اتحاد در ميان مردم گفتم، به نظرم همين دليل است كه آن جامعه به اندازه شايد و بايد شاهد عصيان و شورش نيست. از اين بدتر وجود يك حالت و روحيه انتظار در ميان مردم است كه افكار و رفتار و اذهان آنها را فلج كرده است. رژيم قطعا نميتواند بحرانهاى همه جانبه اش را علاج كند. ولى مردم ميتوانند تامين نيازهاى پايه اى خود را به رژيم تحميل كنند. اين مردم قطعا ساكت نخواهند نشست. ايران يك جامعه سياسى در حال جوشش است. رژيم آن يك رژيم سياسى تثبيت شده نيست. بنابراين امكان شورش و عصيان وجود دارد ولى فكر نميكنم بدون اتحاد مردم اين شورش بتواند تا آخر خط برود. رژيم داراى قدرت سركوب خود است. رژيم و مردم هر دو از امكانات مادى معينى برخوردار هستند، رو در روى هم قرار ميگيرند. بحث بر سر توازن قوا است. سركوب اگر معنى نداشت اينهمه دولتها در دنيا و از جمله خود جمهورى اسلامى اين ابزارها را درست نميكردند. بايد نيرويى در ميان مردم ايجاد شود كه بتواند نيروى سركوب رژيم را فلج كند. آن وقت است كه اين شورش و عصيان و اعتراضات تا سرنگونى رژيم ميتواند پيش برود.

سوال: من به اطلاعيه حزب حكمتيست و گفتگويى كه هفته پيش با شما داشتم كه فكر ميكنم ميبينم كه شما آرام تر، بدون اينگونه سر وصداها به اين اعتراضات نگاه كرده ايد. باز هم چرا؟ آيا مخالف احتمال انفجار در جامعه هستيد؟

بعضى ميگويند اگر مردم را هل ندهيم و تشويق نكنيم چنين اتفاقى را نميتوان انتظار داشت.

فاتح شيخ: سوال شما داراى دو جنبه است. ببينيد كسى نميتواند مخالف احتمال انفجار در جامعه باشد. ولى حزب ما نشستن در انتظار وقوع يك انفجار را نادرست ميداند. حزب ما تلاش ميكند مردم را متحد كند. كارگران، مردم محروم، زنان، جوانان، ميتوانند و بايد در انواع مجامع عمومى و كميته كمونيستى، در حزب، در گارد آزادى متشكل بشوند و به اين ترتيب يك نيروى واقعى براى يك انفجار بزرگ و در اولين مرحله آن براى پايين كشيدن جمهورى اسلامى فراهم شود. يك انفجار ميتواند باعث سرنگونى رژيم  بشود، ميتواند نشود؛ مردم ايران خيلى سياسى تر از آن شده اند كه يك مبارزه متحدانه و قاطع و روشن و توام با پيروزى را با قمار و “شير يا خط” عوضى بگيرند. در نتيجه بنظر من يك فرق مهم اين وسط وجود دارد. انفجار و انقلاب را بنظر من نميتوان “هل” داد. نميشود تشويق كرد. اين شرايط پيش ميايد و وقتى پيش آمد، آن حزب كمونيستى بايد بتواند انفجار پيش آمده را هدايت و رهبرى كند و به سرانجام پيروزى مردم برساند. وگرنه هر شلوغى الزاما به  پيروزى مردم منجر نميشود.

سوال: در اعتراضات مربوط به بنزين خود شما زمينه و شرايط و روند اين اعتراضات چگونه ميديد، ظرفيتهاى درون جامعه را چطور ارزيابى ميكرديد و دنبال چه نتايجى بوديد، براى چه چيزى خيز برداشتيد؟

فاتح شيخ: صورت مساله تعرض رژيم به مردم، تعرض به معيشت مردم از طريق سهميه بندى بنزين و در واقع گران كردن چند برابر قيمت بنزين است. اين در تمام وجوه زندگى مردم تاثير گذاشته است. همه قيمتها بالا رفته است. وضع زندگي مردم بلافاصله از همان شب، بدتر شده است. دست به اعتراض زدند. اين وضعيت احتياج به يك شعار روشن و يک خواست روشن  را پيش كشيده است. اين خواست چيزى جز اين نيست كه سهميه بندى بايد فورا لغو شود. مردم بايد از هر فرجه اى براى ابراز اعتراض خود استفاده كنند. در اين اعتراض شعار مردم بنظر ما ميبايست اين باشد كه سهميه بندى بنزين لغو شود. ادامه اعتراض حول اين شعار امكان پذير است و به کرسي نشاندن اين خواست بنظر ما كماكان امكان پذير است.

اين اعتراضات هنوز فروكش نكرده است. چرا كه زمينه اعتراض همچنان باقي است. مردم هر روز كه از خانه بيرون بيايند تاثير اين اقدام رژيم را لمس ميكنند. فشار حاصله را در رفت و آمدها، در قيمتها و همه چيز حس ميكنند. آنچه ما گفتيم اينستكه در دل اين زمينه مساعد، براى اعتراض گسترده و موثر بايد متحد شد. بايد متحدانه اعتراض كرد. وگرنه حتى دهها پمپ بنزين را هم مردم آتش بزنند، در صورتيكه نتوانند از اين اعتراض در جهت اتحاد خود و پيشروى بعدي خود سود ببرند، فايده اينكار چيست؟ وقتى كه مردم متحد شوند بجاى اينكه پمپ بنزينها را آتش بزنند ميتوانند پمپ بنزين و توزيع بنزين را به كنترل خودشان درآورند. ميتوانند كميته محل درست كنند، كميته هاى كمونيستى و محلات و واحدهاى گارد آزادى تشكيل بدهند. به اين معنى به اعتراض خود استخوانبندى ببخشند. در عوض، مردم اگر بدون اتحاد و تشكل نمانند، آنوقت نيروى سركوبگر رژيم كه هم سازمان و هم استخوانبندى و هم ابزار دارد، موفق به سركوب خواهد شد.

يك حزب سياسى كمونيستى در ايران بايد اين مسئوليت را بعهده خود بگذارد كه راه روشنى براى يك اعتراض ادامه دار جلوى پاى آن مردم بگذارد كه نه ظرف شش و هفت روز، بلكه در طى هر مدتى كه لازم است مردم را متحد كند و تضمين كند كه مردم با اين اتحاد بتوانند نيروى سركوبگر رژيم را خنثى كنند، محلات را به كنترل خود در بياورند. عرصه به عرصه رژيم را عقب برانند. بطور مثال اگر مردم بتوانند رژيم تا گردن در بحران را وادار كنند كه سهميه بندى بنزين را لغو كند، اين موفقيت اعتماد بنفس و روحيه شان را بشدت بالا خواهد برد. در عوض روحيه نيروهاى سركوبگر را پايين مياورد و يك قدم مردم و اعتراضاتشان را به سرنگونى رژيم نزديكتر ميكند. حزب ما معتقد است که بايد چشم در چشم واقعيات دوخت و راه حل پيدا كرد. وگرنه صرفا شعار دادن در مورد انقلاب و انفجار مساله اى را حل نخواهد كرد.

سوال: در گرماگرم سالروز ١٨ تير هستيم. آنروزها هم اعتراضات گسترده در خيابانها را داشتيم. در ميان اخبار مربوط به اعتراضات عليه جيره بندى از دريچه ١٨ تير چگونه اخبار را زير و رو ميكرديد؟

فاتح شيخ: بنظر من يك شباهتى بين اعتراضات امروز و ١٨ تير ٨ سال قبل هست: اينكه در موقعيت اخير هم سران رژيم متحدانه رودرروي مردم ايستادند. آنروزها برو برو دوخرداد و خاتمى بود، خاتمى خندان همينكه اعتراضات بالا گرفت، شرفياب خدمت خامنه اى شد و با هم در مقابل مردم ايستادند و قدرت سركوب خود را به مردم نشان دادند. امروز هم همين اتفاق افتاده است. خامنه اى آگاهانه جلو آمد و پشت احمدي نژاد را گرفت. ميخواستند تاكيد بگذارند اگر در مجلس غر و لند و شكافى هست اين تاثيرى در سركوبگرى رژيم نخواهد داشت. با اينكار يكبار ديگر اين تصوير را در ميان شركاى حكومتيشان قرار دادند كه مردم ميريزند و رژيم با خطر انقلاب روبرو ميشود. اين وجه مشترك رويدادهاى امروز و ١٨ تير هشت سال پيش است.

در عين حال بنظر من مردم ايران تجارب مهمى  از ١٨ تير، از عملکرد دو خرداد، تجربه اپوزيسيون راست كه آنها را در حالت انتظار نگه داشتند، در توشه سياسى خود دارند. از ١٨ تير تا امروز يك دريا تجربه هست كه اگر بكار گرفته شود، اگر مردم با شعار روشن و با اتحاد خود، و بدون انتظار اينكه نيروى ديگرى، مثلا آمريكا، بيايد كار رژيم را يكسره كند، به ميدان بيايند، اگر اين مردم در هر خيزش و اعتراض خود همزمان استخوانبندى اتحاد خود را بسازند، آنوقت سرنگونى رژيم امر دور از دسترسى نخواهد بود. اين رژيم قابل تثبيت شدن نيست. بحران آن هيچ وقت تمام نميشود. اما اين حالت بينابينى كه مردم هم نتوانند كار آنرا يكسره كنند، چنين حالتى ميتواند همچنان ادامه پيدا كند.

اين رژيم حتما سرنگون ميشود. اما يك نيروى معين بايد بتواند آنرا سرنگون كند. چنين نيرويى نه آمريكا است، نه اپوزيسيون راست سلطنتي است، نه دو خرداد است و نه هيچ نيروى درون رژيم است. اين نيرو نيروى متحد مردم است و حزب حكمتيست در اين دوره مصمم است كه لولاى اتحاد مردم بشود، اين شعار را در پيش گرفته و خطابش به رهبران كارگرى، فعالين كمونيست، فعالين زنان و به همه مردم آزاديخواه اينستكه : خودتان را متحد و متشكل کنيد! اين تنها راه سرنگونى رژيم اسلامى در ايران است!

انجام هر دو گفتگو و تهيه متن توسط مصطفى اسدپور صورت گرفته است.

سوم جولاى ٢٠٠٧

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 19:13  توسط فاتح شیخ   | 

سخنرانی فاتح شیخ در میزگرد سیاسی (کانادا)

    تهیه کننده برنامه آرمان فراکیش

بخش اول     بخش دوم

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:6  توسط فاتح شیخ   | 

انفصال نهائی فتح و حماس مساله فلسطین چه خواهد شد؟

فاتح شیخ

fateh_sh@yahoo.com

آنچه در این هفته در فلسطین گذشت، تحولات برجسته ای بود که بازتاب و پیامدهای آن، سریعا از فلسطین و از صحنه کشمکش فلسطین و اسرائیل فراتر رفت و به سیاست های منطقه و جهان گسترش یافت. این بازتاب سریع و وسیع، یک بار دیگر جایگاه واقعی مساله فلسطین در سیاست خاورمیانه و جهان، و در دل جدالهای خونین جاری را یادآوری کرد.

هفته گذشته در پی شش ماه درگیری میان نیروهای مسلح فتح و حماس، همه مواضع و دفاتر فتح در نوار غزه توسط حماس برچیده شد. حماس سلطه یگانه خود را بر سراسر غزه تحمیل کرد. این اقدام، بلافاصله به عمر کوتاه کابینه انتلافی پایان داد. محمود عباس رئیس حکومت فلسطین، با "کودتا" خواندن اقدام نظامی حماس، کابینه اسماعیل هنیه را منحل اعلام کرد و سلام فیاض، اقتصاددان "مستقل" و وزیر اسبق دارائی، را مامور تشکیل یک کابینه اضطراری کرد. این کابینه فورا تشکیل شد و "سوگند" خورد و به این ترتیب پارلمان فلسطین، که اکثریت آن با حماس است، را دور زد؛ قرار است کابینه فیاض در آینده مشخص نشده ای ملزومات انتخابات زودرس پارلمان و ریاست جمهوری را فراهم کند.

تحولات روزهای اخیر، گواه انفصال نهائی دو جریان فتح و حماس در سیاست و در حکومت فلسطین است. اکنون عملا قلمرو حکومتی فلسطین به دو منطقه غزه و کرانه غربی زیر اتوریته دو کابینه تقسیم شده، که چشم انداز یکی شدنشان بکلی ناروشن است. تا آنجا که به فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین برگردد، به نظر میرسد قاطعانه کمر به تعیین تکلیف با حماس بسته اند و تا همینجا حماس را به یک موقعیت تدافعی و محکوم به انزوای روزافزون، رانده اند. در واقع، دولت مستعجل حماس، چنانکه انتظار میرفت، زیر فشار واقعیات داخلی و خارجی به مراتب قویتری از ساختار "انتخاباتی" و "دمکراتیک" حاکمیت خودمختار فلسطین، عملا و رسما در هم شکسته است. حماس از یک نیروی در قدرت، مجددا به موقعیت یک گروه فشار اپوزیسیونی، ولو میلیتانت، سقوط میکند. دامنه عمل و قدرتی که برد انتخاباتی ژانویه ٢٠٠٦، به حماس داد، در قیاس با موقعیت بالادست سیاسی- اجتماعی فتح و "ساف" بعنوان پرچمدار تاریخی ناسیونالیسم فلسطینی، بسیار محدودتر و شکننده تر از آن بود که رهبران حماس تصور میکردند. علاوه بر این اتفاقات جهانی و منطقه ای یکسال و نیم گذشته، عرصه را بمراتب بیشتر از سابق بر حماس تنگ کرده است.  

روند عروج و افول حماس
 
در مقاله ای در مقطع برد حماس در انتخابات (عروج حماس: فاشیسم در مقابل فاشیسم - کمونیست ٧٨ – ١٤ بهمن ١۳٨٤- ۳ فوریه ٢٠٠٦) ضمن بررسی روند عروج حماس، نوشته ام: "برد انتخاباتی حماس نمیتواند توازن سیاسی تاریخی در صحنه سیاسی فلسطین را یکشبه بهم بریزد. حماس برای مساله فلسطین راه حل ندارد، از کانال این مساله و با ارائه یک مشی "میلیتانت" در برابر اسرائیل و غرب، در صدد است سلطه اسلام سیاسی را بر آن جغرافیا حاکم کند. حماس یک گردان اسلام سیاسی در خط مقدم جبهه جنگ قدرت آن با آمریکا و اسرائیل است."

تحولات اوضاع از آن تا کنون به درجاتی به زیان موقعیت این گردان اسلام سیاسی در فلسطین عمل کرده است: شکست اسرائیل در جنگ لبنان و بحرانی که به همین سبب گریبانش را هنوز رها نکرده است، بن بست روزافزون آمریکا در عراق، شکست بوش و جمهوریخواهان در انتخابات آمریکا و روی آوری ناگزیرشان به توصیه های راپرت بیکر-همیلتن در زمینه سیاست خاورمیانه و حل مساله فلسطین، اجبار آمریکا به بازی دادن مجدد گروه چهار (آمریکا، اروپا، روسیه، UN) در خصوص مساله فلسطین، دست بالا پیدا کردن جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی در برابر آمریکا و غرب و اجبار آمریکا و غرب به توجه به خواستها و سهم خواهی ناسیونالیسم عرب بعنوان یک نیروی منطقه ای و یک حریف شکل دادن به "نظم جدید"، همه این تحولات بعلاوه خصومت و مخالفت شان با عروج حماس،  سبب شده است که آمریکا و اسرائیل و اروپا سیاست خود را به سمت راه اندازی مجدد پروسه مذاکره برای حل مساله فلسطین بر اساس راه حل "دو دولت" برگردانند و طبعا بعنوان طرف مذاکره محمود عباس و "ساف" را ترجیح می دهند.

به این ترتیب، روندی که از شکست قرارداد اسلو تا مرگ عرفات و بعد از آن، با پافشاری لجوجانه سیاست فاشیستی راست افراطی اسرائیل و در راس آن شارون، به تدریج به عروج حماس کمک کرده بود، اکنون با اجبار آمریکا و اسرائیل و غرب به توجه مجدد به مذاکره برای حل مساله فلسطین، به اضافه تحرک نسبی ناسیونالیسم عرب در دوره اخیر در مقابله با پیشرویهای جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی در منطقه، همگی به زیان موقعیت حماس تغییر کرده است. شکست استراتژی آمریکا و انگلیس در عراق باعث شد که تونی بلر همزمان با شکست انتخاباتی جمهوریخواهان بگوید: راه خروج از بن بست عراق و کل خاورمیانه به حل مساله فلسطین گره خورده است. در حالیکه پیشتر همنوا با بوش بر آن بود که پیشرفت "دمکراسی" در "خاورمیانه بزرگ" از کانال "پروسه دمکراسی در عراق" میگذرد. تجدید نظر نسبی آمریکا و اسرائیل در ارتباط با مساله فلسطین، جزئی از تغییر سیاستی است که در نتیجه بن بست استراتژی قلدری نظامی شان در منطقه و بخاطر بهبود موقعیت خود در رقابت با حریفان جهانی و منطقه ایشان به آن تن داده اند.       

مساله فلسطین چه خواهد شد؟

مساله فلسطین امروز در چارچوب سیاسی دیگری در قیاس با دوره قرارداد اسلو و حتی "نقشه راه" بوش، قرار گرفته است. استراتژی میلیتاریستی آمریکا پس از ١١ سپتامبر و بویژه پس از حمله به عراق و در شرایط بن بست کنونی این استراتژی، خواه ناخواه چارچوبهای سیاسی پیشین خاورمیانه را بهم ریخته است. اکنون جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی در خاورمیانه موقعیت دست بالایی، ولو موقت، در برابر آمریکا و اسرائیل پیدا کرده است. اکنون چه آمریکا، چه اسرائیل، چه اروپا، چه روسیه (که با توجه به شکست آمریکا در صدد است موقعیت شوروی سابق در خاورمیانه را برای خود کسب کند) و چه ناسیونالیسم عرب بعنوان یک نیروی منطقه ای مدعی سهم از نظم جهانی، با وضعیت جدیدی در خاورمیانه روبرو هستند که مشخصه آن تضعیف موقعیت قدرقدرتی آمریکا و تقویت موقعیت جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی است.

در این چارچوب سیاسی جدید، آمریکا و اسرائیل ناچارند در برابر پیشروی جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی به حل مساله فلسطین و به فشارهای ناسیونالیسم عرب، بیشتر از سالهای قبل گردن بگذارند. و دقیقا در میان نقاط تمرکز اسلام سیاسی در منطقه یعنی جمهوری اسلامی، اسلام سیاسی در عراق، حزب الله در لبنان و حماس و غیره در فلسطین، این حماس است که ضعیف ترین حلقه اسلام سیاسی است. اگر روزی اسرائیل و آمریکا به حماس و اسلام سیاسی نیاز داشتند تا برای عرفات و ناسیونالیسم عرب مزاحمت ایجاد کند، امروز برعکس، به محمود عباس و ناسیونالیسم عرب برای تضعیف حریف دست پرورده و طغیان کرده خود، یعنی اسلام سیاسی نیاز دارند. استقبال آمریکا و غرب و اسرائیل از اقدامات محمود عباس را در این چارچوب جدید سیاسی خاورمیانه ای و در رابطه با موقعیت کنونی آنها در توازن منطقه باید سنجید و فهمید.

در چنین شرایطی البته فشار اقتصادی و نظامی و تحمیل گرسنگی و ناامنی هرروزه به مردم غزه توسط اسرائیل و غرب به بهانه حاکمیت حماس بر آن منطقه، علاوه بر جنبه شدیدا ضد مردمی و ضد انسانی آن، میتواند موقعیت حماس را در برابر محمود عباس در انظار مردم تقویت کند. حماس و همه جریانات اسلام سیاسی تاریخا از فلاکت و استیصال و ستمدیدگی مردم فلسطینی و عرب که حاصل جنگ و اشغالگری اسرائیل و آمریکا و ناتوانی ناسیونالیسم عرب در جوابگوئی به آن بوده است تغذیه کرده اند و هنوز می کنند.

کمونیست ها و هر عنصر پیشرو و آزادیخواه در منطقه و جهان باید فشار مبارزه خود بر آمریکا و اسرائیل برای گردن نهادن به حل فوری مساله فلسطین از طریق برسمیت شناختن فوری دولت مستقل و متساوی الحقوق فلسطینی را ده چندان کنند. این یک راه واقعی کشیدن فرش از زیر پای اسلام سیاسی است. ما میگوئیم و تکرار میکنیم که دفاع از حل مساله فلسطین یعنی خاتمه دادن فوری به اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل و برسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی، مقابله با قلدری نظامی و جنگ افروزی آمریکا در خاورمیانه و هر جای دیگر دنیا، سرنگونی جمهوری اسلامی به نیروی مردم، خروج فوری آمریکا و متحدانش از عراق و تشکیل یک دولت سکولار و غیرقومی در این کشور و دفاع از سکولاریسم در خاورمیانه و همه جوامع اسلامزده، یک پلاتفرم مشترک دوره کنونی برای کمونیست ها و آزادیخواهان در خاورمیانه و سراسر جهان است. 

٢١ ژوئن ۲٠٠٧

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 17:29  توسط فاتح شیخ   |