تبليغاتX
فاتح شیخ

فاتح شیخ

برنامه فوق­العاده اتاق اتحاد سوسیالیست ها در "پلتاک"

 

PalTalk _ category: Asia/Africa/Australia _?

 >> subcategory: persian>>Iran >>Iran_ettehad-e Socialisthaa

BM

Box 2699, London WC1N 3XX, United Kingdom

Ettehade_socialistha@hotmail.com

www.etehadesocialistha.com

***

دوشنبه 26 فوریه ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی

بزرگداشت امیرحسین آریان­پور

امیر حسن­پور، فاتح شیخ و...

 اتاق اتحاد سوسیالیستها در پالتاک به مناسبت سالگرد تولد استاد آریان­پور (هشتم اسفند ماه 1303) برنامه­ای برای بزرگداشت این معلم دوست­داشتنی دانشگاه تهران که در تاریخ 8 مرداد 1380 درگذشت، در نظر گرفته است. دو نفر از شاگردان استاد آریان­پور خاطرات خود را از دوران تدریس وی بیان خواهند کرد. برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با آدرس الکترونیکی اتاق اتحاد سوسیالیستها تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 12:42  توسط فاتح شیخ   | 

در انتشار ضمیمه 2 منتخب آثار منصور حکمت ما را یاری دهید!

 

ضمیمه 2 منتخب آثار منصور حکمت قبل از هفته منصور حکمت( اوئل ژوئن) توسط حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست منتشر خواهد شد. تلاش ما بر اینست که شمارهر چه بیشتری از آثار منتشر نشده را تایپ کنیم و همچنین تا آنجا که بتوانیم نوارهای صوتی بسیاری که با کوشش ارجمند خسرو داور در سایت آرشیو حکمت گردآوری شده است را پیاده کنیم و در کتاب ضمیمه2 در دسترس عموم قرار دهیم. از همه دوستداران منصور حکمت در خواست یاری میکنیم. لطفا از طریق آدرس ایمیل زیر با من تماس بگیرید:

fateh_sh@yahoo.com

 

فاتح شیخ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:21  توسط فاتح شیخ   | 

نقل از کمونيست ١٣٣

نشست دفتر سياسي حزب کمونيست کارگري – حکمتيست

 

دفتر سياسي حزب کمونيست کارگري – حکمتيست، يازدهم فوريه ۲٠٠٧ نشستي يکروزه با شرکت اکثريت اعضاء خود برگزار کرد. در اين نشست ابتدا کورش مدرسي گزارش کميته رهبري از فعاليت هاي حزب در دو ماه گذشته را ارائه داد، پس از بررسي جوانب گوناگون گزارش، دستور نشست به شرح زير تعيين و پيش برده شد.

 

١- تماس با نيروهاي اپوزيسيون: با هدف دستيابي به يک تعهد گسترده در اپوزيسيون در ارتباط با دفاع از مدنيت جامعه در پروسه سرنگوني جمهوري اسلامي و حق مردم در تعيين نظام حکومتي آتي ايران. پس از تبادل نظر حول جوانب سياسي و اجرائي مساله، دفتر سياسي به کميته رهبري ماموريت داد که سريعا در مورد اين مساله با اپوزيسيون وارد ارتباط شود.

 

۲- ساختن حزب: تاکيد شد که دوره اي است که بايد حزب را بسازيم. اين به معني دادن قالب و قواره حزبي به همه ارگانها و کميته ها در داخل و خارج از کميته رهبري و دفتر سياسي در بالاي حزب تا کميته هاي کمونيستي در محل است. در اين مورد هم به کميته رهبري ماموريت داده شد که علاوه بر اعمال نظارت دقيق و دائم بر پيشبرد پروسه، اسناد و موازين لازم اين عرصه را براي ارائه به پلنوم هفتم آماده کند.

 

٣- راه اندازي تلويزيون هرروزه حزب ظرف شش هفته آتي به سرانجام ميرسد.

 

٤- سياست ما در ارتباط با تحولات اخير در درون حزب کمونيست کارگري ايران بررسي و تاييد شد. موضع حزب بر مبناي اين سياست، در نشريات و سمينارها انتشار خواهد يافت.

 

٥- آخرين بند دستور انتخابات بود، دفتر سياسي به اتفاق آراء کميته رهبري دوره قبل را در ماموريت خود ابقا کرد. همچنين به آذر مدرسي بعنوان معاون رئيس دفتر سياسي راي اعتماد داد.

 

 

از طرف دفتر سياسي

فاتح شيخ

١٥ فوريه ۲٠٠٧  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 16:19  توسط فاتح شیخ   | 

"بازگشت به جنگ سرد"!

نقل از کموینست ١٣٣
یا پیشروی روسیه در جدال قدرت امپریالیستی؟
سخنان تند پوتین در کنفرانس مونیخ علیه سلطه طلبی آمریکا را سخنگویان دولت آمریکا با تلخی زیاد تحویل گرفتند و "غیرمنتظره" و "ناامیدکننده" خواندند. میدیای غرب هم آن را "بازگشت به جنگ سرد" یا آغاز "جنگ سرد جدید" توصیف کرد! توصیف اوضاع امروز با ترم "جنگ سرد" بیشک غلط انداز است و در بیگناه ترین حالت جز سنگینی میراث گذشته بر مغز زندگان و عاریه گرفتن مفاهیم سپری شده نیست. اما هدف آگاهانه این توصیف "جنگ سردی"، تداعی سخنان پوتین با این واقعیت است که روسیه "جنگ سرد" قبلی را باخته است (پس این را هم خواهد باخت!). این دیگر فراتر از تحلیل و یا گزارش "ابژکتیو" اوضاع، بخشی از خود جدال قدرت است که به نقش ژورنالیسم مزدور در مهندسی افکار بر میگردد.

دادن تصویر همه جانبه از موقعیت فعلی روسیه در موازنه جهانی قدرتهای امپریالیست، هرچند ضروری است، در این نوشته کوتاه نمیگنجد. آنچه میخواهم اشاره کنم جایگاه سخنان پوتین بر متن شرایط تغییر یافته جهانی حاصل از بن بست استراتژی آمریکا است که فهم آن برای پراتیک سیاسی ما در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و مقابله با استراتژی قلدری نظامی آمریکا ضرورت دارد. واقعیتی که سالهاست بر آن تاکید میکنیم اینست که نه جنگ ١٩٩١ خلیج بخاطر اشغال کویت بود، نه حمله آمریکا به عراق و اشغال آن کشور بخاطر سلاح کشتار جمعی رژیم صدام بود و نه تهدید حمله به ایران به مساله سلاح اتمی مربوط است. از بعد از پایان جنگ سرد و سقوط بلوک شرق، استراتژی آمریکا تحمیل سلطه یگانه خود بر رقبای جهانی اش یعنی اروپا، روسیه، چین و ژاپن و غیره با اتکاء به قلدری نظامی بوده است و همه جنگهای شانزده سال گذشته آمریکا به هر بهانه ای بوده باشد این هدف را تعقیب کرده است.

با بن بست استراتژی نظامی آمریکا، اکنون رقبای جهانی آمریکا نقشه های جدیدشان برای پیشروی در این جدال قدرت و توقعات جدیدشان برای سهم بردن از ثروت و قدرت جهانی را به اجرا گذاشته اند. سخنان پوتین در مونیخ و بلافاصله تور دیپلماتیکش به خاورمیانه و دیدارش با سران سعودی و اردن، متحدان همیشگی آمریکا، چیزی جز یک گام تعرض در این جدال قدرت نیست. پوتین پرچمدار ناسیونالیسم روسی، از این زاویه و در دل شرایط امروز جهان میخواهد بویژه در خاورمیانه در برابر آمریکای به بن بست رسیده قد علم کند. چین هم چنین برنامه ای در آسیا و آفریقا دارد و اتحاد اروپا هم در بعد جهانی تری چه در برابر آمریکا و چه در برابر روسیه و چین مشغول صف آرایی است. به این ترتیب توازن قوا میان صفبندیهای امپریالیستی بطور بازگشت ناپذیری به زیان آمریکا بهم خورده است. یک دوره از قلدری نظامی آمریکا که با جنگ ١٩٩١ خلیج زیر پرچم "نظم نوین جهانی" شروع شد، دارد به پایان میرسد. سخنان پوتین جز بیان این موقعیت جدید جهانی از دیدگاه ناسیونالیسم روس چیز دیگری نیست.

اوضاع برزخی کنونی و جدال چندجانبه رقبای جهانی، به جمهوری اسلامی فرصت وقت خریدن و عمر خریدن در شکاف این جدالها میدهد، فرصتی که از آن برای تشدید خفقان و سرکوب بر مردم استفاده میکند و شواهد آن را روزمره میبینیم. اما مصاف جمهوری اسلامی با مردم پاشنه آشیل این رژیم است. این مصاف سرنوشت ساز را ما مردم ایران باید با قدرت اتحاد خود و با تعجیلی که حاصل درک و آگاهی مان از موقعیت کنونی جهان و منطقه و تاثیر آن بر تحول اوضاع در ایران است قاطعانه پیش ببریم. تاکیدات مکرر ما بر خطرناک بودن انتظار یک وجه مهم آگاهی بر ویژگی کنونی اوضاع است. تمام تجربه تاریخی شانزده گذشته و اوضاع امروز بر درستی ارزیابیها و تحلیل های ما حکمتیستها گواهی میدهد. این ادعا نیست. واقعیت است. به حزب حکمتیست بپیوندید. سیاست ما برای سرنگونی هرچه سریعتر جمهوری اسلامی بعنوان راه خروج جامعه ایران، و حتی منطقه و جهان، از این اوضاع انفجارآمیز و مرگبار را با اتحاد خود تقویت کنید. این نقش تاریخی را مردم ایران امروز در صف پیشین بشریت آزادیخواه میتواند و باید ایفا کند.     


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 16:22  توسط فاتح شیخ   | 

ویژگی اوضاع کنونی؛ چه باید کرد؟

نقل از کمونیست ١٣١

فاتح شیخ

 

fateh_sh@yahoo.com

درحالیکه جنگ و کشتار در عراق گسترشی بیسابقه یافته است، شبح جنگ در ابعادی به مراتب گسترده تر و هراسناک تر بر فراز خاورمیانه در رفت و آمد است. با حاد شدن تنش میان دولت بوش و جمهوری اسلامی در عراق، با کشیده شدن مجدد لبنان به آستانه جنگ داخلی، با اوج گرفتن درگیریهای حماس و فتح در فلسطین، سوال "چه خواهد شد؟" کل فضای سیاسی خاورمیانه را فرا گرفته است.

هسته مرکزی این سوال، هراس از شعله ور شدن جنگ آمریکا علیه ایران به بهانه نزاع هسته ای با جمهوری اسلامی است.  همه می پرسند. همه منتظرند. همه وحشتزده اند. از طرف دیگر تحلیل گران و مفسران و "ناظران سیاسی" اوراق سیاه میکنند، جوانب مساله را سبک و سنگین میکنند، احتمالات مختلف: احتمال جنگ؟ احتمال بمباران؟ توسط آمریکا؟ توسط اسرائیل؟ و غیره و غیره را میسنجند و میسنجند، نفس بر میگویند و میگویند و سرانجام چرتکه میاندازند و جوابهای  متناقض و متقاطع تحویل میدهند. این جوابها توسط میدیا به هوای تنفس مردم شلیک میشود و افکار عمومی مردم، مدام با ویروس سردرگمی و هراس شبانه روزی و انتظار و باز هم انتظار آلوده و بیمار میشود. همه اینها در خدمت گم و گور کردن حقیقت زیر انبوه جزئیات و تفسیرها و در خدمت منفعل نگاه داشتن نیروی فعاله مردم برای تغییر اوضاع است. در حالیکه مردم عادی عراق با گوشت و خون خود و با قربانی شدن عزیزانشان هر روز "جنگ داخلی" را تجربه میکنند هنوز جواب "ناظران سیاسی" و مفسران آکادمیک به این سوال که آیا در عراق "جنگ داخلی" هست؟ منفی و یا ناروشن است! در همین هفته در حومه نجف در جنگ فرقه های شیعه با همدیگر، صدها نفر ظرف یک روز کشتار شدند و مفسران باز میگویند هنوز "جنگ داخلی" نیست!
در مورد جنگ آمریکا علیه ایران هم همینطور است. افکار عمومی را به همین بیماری سردرگمی و انتظار مبتلا کرده اند.  حقیقت اینست که جنگ هم اکنون در ابعاد معینی شروع شده است. جنگ محدودی در جغرافیای عراق جریان دارد و تاکیدات بوش و سایر مقامات آمریکایی که گویا این تقابل به داخل عراق محدود میماند ذره ای ارزش ندارد. جنگ با سلاح کشتار جمعی تحریم اقتصادی شروع شده است. اشغال نظامی خلیج توسط آمریکا با اعزام ناوهای جنگی بیشتر، خطر گسترش جنگ را بالاتر برده است. در کنار اینها جنگ روانی که بویژه در عصر سلطه میدیا جزء مهم جنگ است بطور روزافزونی جریان دارد. حمله طراحی شده به مقر نیروهای آمریکا در کربلا و ربودن و کشتن پنج نظامی آمریکایی، جواب جمهوری اسلامی به تهدید بوش به کشتن عوامل جمهوری اسلامی در عراق و دستگیری مامورانش در اربیل تلقی شده است. با نظر به کل اوضاع منطقه، با توجه به ماجراجوئی بی حئ و مرز بوش و متحدش اسرائیل، و همچنین ماجراجوئی متقابل جمهوری اسلامی، گسترش جنگ محدود کنونی به جنگ تمام عیار در هر شکل آن کاملا ممکن است. تبدیل عاشورا در عراق و لبنان به نمایش قدرت آشکار در مقابل صف آرائی دولتهای سعودی و کویت و دیگران در کنار آمریکا یک نقطه انفجار جدید به اوضاع بحرانی منطقه اضافه کرده است. دارند ابعاد کشمکش قدرت در لباس شیعه و سنی را از محدوده عراق و لبنان به همه خاورمیانه سرایت میدهند. همه این شواهد دلالت بر انفجاری تر شدن اوضاع منطقه در سایه شکست و بحران استراتژی میلیتاریستی آمریکا دارد.
مردم ایران بجای سوال "چه خواهد شد؟" باید بدون درنگ سوال "چه باید کرد؟" را در برابر خود بگذارند و به آن جواب روشن بدهند. این سوال را ما حکمتیستها به سهم خود به روشنی طرح کرده ایم و به روشنی جواب داده ایم. مردم باید بیدرنگ به سکون و انتظار موجود پایان دهند و نیروی خود را در راستای سرنگون کردن هرچه سریعتر جمهوری اسلامی متحد کنند. اتحاد کارگران و مردم حول پرچم آزادی و برابری، حول گارد آزادی، حول تشکلهای توده ای و مجامع عمومی خود در کارخانه ها و محلات همین امروز ممکن است و ضرورت حیاتی دارد. این میانبرترین راه برای پایان دادن به حالت سکون و انتظار و خیز برداشتن قدرتمند بسوی سرنگونی جمهوری اسلامی است. سرنگونی جمهوری اسلامی، به هزیمت اسلام سیاسی در کل منطقه خاورمیانه خواهد انجامید و معادلات موجود را به نفع اوضاع جدیدی تغییر خواهد داد که در آن، مردم آزادیخواه قادر به دخالت بیشتر و موثرتر بر روند تحولات بسود گسترش آزادی، بسود پیشرفت صلح و گسترش مقابله با جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل خواهند شد.
ویژگی اوضاع کنونی جدی بودن خطر گسترش جنگ کنونی در عراق به جنگ گسترده تری است که آمریکا دارد به بهانه کشمکش هسته ای با جمهوری اسلامی آن را تدارک می بیند. جهان در نقطه عطف سیاسی مهمی قرار گرفته است. بن بست استراتژی میلیتاریستی آمریکا و چشم انداز شکست محتوم آن، پرونده جدال قدرت را در سطوح جهانی و منطقه ای باز کرده است. کشمکش در جبهه ها و جهتهای متعددی در سطح جهان و بخصوص در منطقه خاورمیانه جریان دارد. مساله اینست که مردم هم باید یک طرف این کشمکش باشند؛ مردمی که صفوف متحد و متشکل خود را مستقل از کشمکشهای چندگانه قدرتهای ارتجاعی و امپریالیستی به میدان آورند. فردا ممکن است خیلی دیر باشد. باید همین امروز اقدام کرد. سکون و انتظار بس است! سکون و انتظار کشنده است!
اول فوریه ۲٠٠٧   

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 19:4  توسط فاتح شیخ   | 

مصاحبه روزنامه كردى زبان هريمى كردستان با فاتح شيخ

اخيرا روزنامه كردى زبان هريمى كردستان مصاحبه اى با فاتح شيخ پيرامون شكست استراتژى امريكا انجام داده است
سايت اكتبر متن كامل اين مصاحبه را در اختيار مراجعه كنندگان سايت  قرار مى دهد
براى دريافت متن كامل اين مصاحبه به
اينجا مراجعه كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 23:13  توسط فاتح شیخ   | 

استراتژی آمریکا در برزخ!

نقل از کمونیست ۱۳۰

فاتح شیخ

 

fateh_sh@yahoo.com

جهان طی شانزده سال گذشته زیر یورش و تهدید دائم قلدری نظامی آمریکا وسیعا به ویرانی و ناامنی و آتش و خون کشیده شده، با اسم رمز "نظم نوین جهانی" به مرگبارترین و فراگیر ترین بی نظمی پس از جنگ دوم رانده شده و به این ترتیب از نظر اجتماعی، سیاسی ، مدنی، فرهنگی و اخلاقی دهها سال به عقب برگردانده شده است.

سخنرانی سالیانه بوش در کنگره آمریکا، در روز سه شنبه و واکنش سریع اکثریت دمکرات در برابر آن، این اسثراتژی شانزده ساله آمریکا را در برزخ بیسابقه و مخاطره آمیزی رها کرده و به تبع آن شمشیر برزخ و بلاتکیفی مداوم و خطیری را بر سر دنیا نگاهداشته است.
بوش که پیدا بود آگاهانه کوشیده است در سخنرانی خود نقاط مشترک سیاستهایش (اساسا در داخل آمریکا) با دمکراتها را هرچه برجسته تر و نقاط اختلاف را هرچه محدودتر جلوه دهد، موفق نشد بر شکاف میان دو حزب بر سر استراتژی آمریکا در عراق پل بزند. دفاع مصرانه او از "استراتژی جدید"ش برای عراق بویژه در مورد اعزام بیست و یک هزار و پانصد سرباز دیگر و نشان دادن سرسختی در برابر رژیمهای ایران و سوریه در ارتباط با اوضاع عراق، با پاسخ شدید کمیته امور خارجی سنا مواجه شد که روز بعد قرار مخالفت با استراتژی جدید بوش را به تصویب رساند. گرچه این قرار الزام اجرائی ندارد و در حالت عادی تنها یک ابراز مخالفت سمبلیک به حساب میآید، اما با توجه به بن بست و شکاف کنونی، در واقع بیش از تاثیر سمبلیک و طبعا سیاسی – روانی آن، به اشکال مختلف در جهت بازدارندگی پیشبرد استراتژی بوش عمل خواهد کرد. پیشتر هم حمله نظامی به ایران بدون اجازه کنگره پیشاپیش بر بوش ممنوع شده بود. این در حالی است که نظرسنجی ها در روز سخنرانی بوش نشان دادند که دوسوم نظردهندگان با سیاست او در عراق مخالفند و "محبوبیت" بوش در پائین نرین سطح قرار دارد. 
شکاف و اختلاف هیات حاکمه آمریکا از نظر دامنه زمانی (تا یک سال و نه ماه دیگر)، تا انتخاب رئیس جمهوری جدید آمریکا در نوامبر ۲٠٠٨ ادامه خواهد داشت و چشم اندازی برای کاهش وسازش از هیچیک از دو طرف دیده نمیشود. از نظر دامنه تاثیرگذاری نیز از هم اکنون بسیار فراتر از سیاست خود آمریکا، بر جهتگیری سیاسی دیگر دولتها که به نحوی با استراتژی آمریکا در ارتباطند تاثیر داشته و خواهد داشت. با توجه به اینکه بن بست استراتژی آمریکا از خیلی قبلتر از انتخابات نوامبر آمریکا آشکار شده بود، روشن بود که بزرگترین رقیب جهانی آمریکا یعنی اروپا دارد خود را برای ایفای نقش خارج از مدار سیاست آمریکا و در مواردی در تقابل با آن آماده میکند. تونی بلر از مقطع شکست انتخاباتی بوش، ضمن حفظ ظاهر "متحد اسراتژیک" او، رسما سیاست جهانی خود را به همان جهتی شیفت داده که سیاست دمکراتها کم و بیش بر اساس گزارش بیکر – همیلتن برای خود برگزیده اند. روسیه هم چنین کرده است با اینکه بوش دو روز بعد از انتخابات، موافقت خود با ورود روسیه به سازمان تجارت جهانی را به پوتین کادو داد تا شاید از دور شدن سیاسی روسیه و یا دست کم در تقابل قرار گرفتن آن با سیاست آمریکا در خاورمیانه جلوگیری کند.
در سطوح دیگر، جمهوری اسلامی از این شکاف بیشترین استفاده را میبرد و در جدال درونی رژیم، رفسنجانی و خاتمی متفقا دارند مطابق سیاست دمکراتها برای خط خود در تقابل با احمدی نژاد نیرو جمع میکنند. در عراق از نخست وزیر مالکی تا رئیس جمهور و هر دو معاون او هر یک از زاویه منافع سکتی و حزبی و قومی خود در جهت سیاست دمکراتها و یا در شکاف آنها و بوش راه میروند. جالب است که عادل عبدالمهدی معاون شیعه رئیس جمهوری عراق از حزب حکیم که ظاهرا متحد استراتژی قدیم و جدید بوش و بیشترین استفاده کننده از اشغال عراق توسط بوش بوده است، روز پنجشنبه در کنفرانس داووس در سویس اشغال عراق را "احمقانه" خواند! در ارتباط با عراق و خاورمیانه تاثیر خط مشی دمکراتها بر بقیه عوامل دخیل در این منطقه باعث میشود که بر خلاف سرسختی بوش در مورد دخالت ندادن رژیمهای ایران و سوریه، عملا این رژیمها دخالت داده شوند. اعلام فرانسه درباره دعوت از ایران برای دخالت در اوضاع لبنان و سفر رئیس جمهور عراق به سوریه در این راستاست.
همه این شواهد نشان میدهند که شکاف موجود در بالاترین سطح هیات حاکمه آمریکا که ناشی از بن بست و شکست تاکنونی پیشبرد استراتژی میلیتاریستی توسط نئوکنسرواتیوهاست، میتواند با توجه به سرسختی دو طرف، در جهت شکست نهایی آن استراتژی عمل کند. سرسختی بوش و نئوکنسرواتیوها در جستجوی نوعی "پیروزی" و سرسختی دمکراتها در مخالفت با بوش و "استراتژی جدید"ش در جستجوی گرفتن پست ریاست جمهوری و زدن مدال بیرون بردن آمریکا از باتلاق عراق بر سینه خود هستند فاکتورهای متقابل دهان باز کردن بیشتر این شکاف است.            
تا آنجا که به منافع مردم جهان و مشخصا منافع مبارزه مردم ایران در راه سرنگونی رژیم اسلامی برمیگردد، هر دو روی سکه این شکاف در راستای گسترش بی نظمی و ویرانی بیشتر دنیا و بهره برداری جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی از اوضاع و بعلاوه دامن زدن به نوعی انتظار فلج کننده در افکار عمومی مردم است که گویا خط مشی دمکراتها و کلا سیاستهای "ملایمتر" از آنچه بوش و نئوکنسرواتیوها در سالهای اخیر اجرا کرده اند، میتواند جهان را از این اوضاع شوم به سوی بهبود نسبی رهنمون شود. این حالت انتظار مانع ذهنی سنگین و کشنده ای برای انسانیت آزادیخواه و مردم تشنه رهایی در راه متحد کردن نیروی خود و اقدام به ابتکار عمل تغییر دهنده ایجاد میکند که در عمل دست گروهبندیهای ارتجاعی و امپریالیستی در سطوح جهانی و منطقه ای را برای تشدید رقابت و یا ساخت و پاخت علیه منافع مردم باز خواهد گذاشت. مردم ایران بویژه باید نسبت به تاثیرات خطرناک ذهنیت و سیاست انتظار در ارتباط با سرنگونی جمهوری اسلامی کاملا هشیار و برحذر باشند.
و سرانجام شکاف موجود در سیاست هیات حاکمه آمریکا یک نشانه دیگر این واقعیت است که یک دوره تاریخی از قلدری نظامی آمریکا که با جنگ ١٩٩١ خلیج شروع شده است دارد به پایان میرسد. سوال اینست که آیا نیروی اتحاد مردم آزادیخواه برای استفاده از این فرصت و کوبیدن میخ منافع خود به میدان خواهد آمد یا اینکه شکست نهائی استراتژی قلدری آمریکا در جهان و منطقه تنها به معنی پیروزی نیروهای ارتجاعی و امپریالیست رقیب آمریکا، ازجمله جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی خواهد بود؟    

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 22:26  توسط فاتح شیخ   | 

بیراهه آلوده!در حاشیه شکست "روزه سیاسی" ناسیونالیسم کرد

 نقل از کمونیست ۱۳۰

فاتح شیخ

fateh_sh@yahoo.com

مردم به فراخوان "روزه سیاسی" ناسیونالیسم کرد و دوخردادیهای شکست خورده، جواب رد دادند. حقشان بود! پیدا بود که از آن بیراهه آلوده جز خودشان کسی گذر نمیکند. و ظاهرا میخواهند از عاقبت فراخوانشان دم نزنند. حق دارند! میدانند در حافظه کسی باقی نمیماند. اما باید این شکست را در کارنامه ناسیونالیسم کرد ثبت کرد. گرچه خود این فراخوان یک حرکت حاشیه ای و یک تجربه کوچک در فضای سیاسی جامعه بود، اما درس آن برای مردم ارزنده است. باید در آن دقیق شد. 
در درجه اول، نفس دادن این فراخوان توسط دو خردادیهای ورشکسته شناخته شده و اعلام حمایت فوری شاخه های پراکنده ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران، نشانه بحران سیاسی و حزبی این بخش از ناسیونالیسم کرد است. با چند تکه شدن حزب دمکرات کردستان ایران و ناکامی جریان قومپرست زحمتکشان در مصادره نام کومه له، کلا تحزب سیاسی ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران دچار لطمه و عقب نشینی وخیمی شده و به سطح ابراز وجود جنبشی ضعیف و پائینی تنزل کرده است. این فراخوان شاخص عینی روز، برای دیدن این بحران و نحوه رویگردانی مردم از این جنبش در شرایط تشتت و چندپارگی حزب اصلی آن است. همچنین نشانه به طمع افتادن کسانی چون ادب و جلالی زاده و کبودوند برای چنگ زدن به جنبش بی رهبری سیاسی و کشاندن بخشی از آن به مسیر خودشان است. این شاخص عینی بحران ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران را هیچ یک از شاخه های حزب دمکرات و زحمتکشان و غیره نمیتوانند انکار کنند و نادیده بگیرند.      
انتخاب "روزه سیاسی" بعنوان یک شیوه "اعتراض" به سرکوبگری رژیم اسلامی، به قامت فراخوان دهندگان و حامیانشان میخورد، اما بهیچوجه با سطح بالای توقعات و اعتراضات مردم کردستان و مخصوصا نسل جوان خوانائی ندارد. این قطعا یک دلیل شکست آن حرکت بوده است و در عین حال نشانه آشکار عقب بودن عملکرد همه شعبات ناسیونالیسم کرد، از مبارزه و اعتراض مردم است. ارتجاع و عقبماندگی خصلت شیوه و هدف این حرکت است: "روزه سیاسی" بعنوان اعتراض به دستگیریها و با هدف زنده کردن"دو بهمن" روز هویتی ناسیونالیسم کرد!  روزه سیاسی، حقوق بشر و دمکراسی زبانی است که با موقعیت کنونی ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران و همپیمانان دوخردادیشان خوانایی دارد. این جریان، اعم از دو شاخه حزب دمکرات، زحمتکشان، "جبهه" ادب و شرکاء، با این زبان، پریروز با  خاتمی "دیالوگ" میکردند، دیروز با آمریکا و امروز دارند در شکاف مصاف آمریکا و جمهوری اسلامی با هر دو طرف "تعامل" میکنند.
جنبش ناسیونالیسم کرد در شرایط بعد از جنگ ١٩٩١ خلیج، پس از افتی که با ختم جنگ ایران و عراق دچار آن شده بود، مجددا در کل منطقه و بخصوص در کردستان عراق بالا گرفت. این تحول مهم تاثیر مستقیمی بر بالارفتن موقعیت آن در کردستان ایران گذاشت. با جنگ آمریکا علیه عراق در ۲٠٠٣ بار دیگر موقعیت ناسیونالیسم کرد به سطوح به مراتب بالاتری صعود کرد و مشخصا حزب دمکرات کردستان ایران چنان از این تحول سرمست شد که شعار دیرین "خودمختاری برای کردستان، دمکراسی برای ایران" را شتابزده به "کردستان فدرال در ایران فدرال"! بدل کرد. با بن بست استراتژی میلیتاریستی آمریکا در عراق و منطقه، امروز بحران سیاسی و هویتی عمیق و گسترده ای بر کل حیات جنبش ناسیونالیسم کرد سایه انداخته است (که در مجال دیگری باید مشروحا به آن پرداخت). این بحران تا آنجا که به کردستان ایران مربوط است در بحران بیسابقه در حزب دمکرات، تشتت در سازمان زحمتکشان و تضعیف کل افق حزبی ناسیونالیسم کرد برجسته شده است. امروز میتوان از پایان یک دوره تاریخی در حیات سیاسی ناسیونالیسم کرد صحبت کرد، دوره ای که با جنگ ١٩٩١ خلیج آغاز شده است. 
این واقعیت روز را در کردستان ایران باید به یک واقعیت تاریخی - اجتماعی بنیادی تر وصل کرد تا بتوان تصویری کامل از موقعیت ناسیونالیسم کرد در این منطقه را، از دریچه فراخوان شکست خورده هفته گذشته، مشاهده کرد. این واقعیت اینست که:
اولا ناسیونالیسم کرد تاریخا در کردستان ایران در مقایسه با کردستان عراق ضعیف تر بوده است. در واقع مهد اصلی ناسیونالیسم کرد از آغاز تا به امروز، کردستان عراق بوده و ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران همیشه وابسته و تابعی از آن بوده است.
ثانیا در سه دهه اخیر یعنی از انقلاب ٥٧ تا امروز ناسیونالیسم کرد هیچگاه در کردستان ایران یکه تاز حیات سیاسی جامعه نبوده است بلکه همواره با جنبش ریشه دار و گسترده کمونیسم و چپ روبرو بوده و توسط این جنبش به مصاف طلبیده شده و بلوکه شده است. این رویارویی اجتماعی ریشه در سیر انکشاف جامعه و رشد طبقه کارگر در کردستان ایران و نتیجتا تقویت موقعیت آلترناتیو پرولتری و رادیکال در همه عرصه های اعتراض سیاسی و اجتماعی و متقابلا تضعیف زمینه اجتماعی برای جنبش ملی برخاسته از موقعیت ستم ملی داشته است.
ترکیب این واقعیت تاریخی- اجتماعی با موقعیت امروزی ناسیونالیسم در کردستان ایران گویای آن است که با بن بست استراتژی میلیتاریستی آمریکا که پیامدهای آن بصورت بحران سیاسی و هویتی دامن ناسیونالیسم کرد و مشخصا در حادترین شکل بحران حزبی، دامن حزب دمکرات، حزب اصلی ناسیونالیسم کرد در کردستان ایران را گرفته است، شرایط پیشروی کمونیسم  و افق و آلترناتیو چپ را مساعدتر کرده است. امروز بیشتر از هر زمان حزب حکمتیست و گارد آزادی مجال آن را دارد که پرچم آزادی و برابری را بعنوان پرچم اعتراض علیه جمهوری اسلامی، پرچم اتحاد کارگران و مردم برای سرنگونی هرچه سریعتر رژیم اسلامی و رهایی جامعه از سه دهه کابوس آن بدل کند.
وقت آنست که با پیشروی کمونیسم و آرمان آزادی و برابری، صفوف مردم کردستان و بخصوص نسل جوان، هرچه بیشتر و بنیادی تر از بقایای توهم به بیراهه آلوده "کردایه تی" آزاد شود.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 22:20  توسط فاتح شیخ   |