تبليغاتX
فاتح شیخ

فاتح شیخ

پيش نويس آئين نامه کنگره

پيشنهاد کننده: دبير کميته مرکزي و رئيس دفتر سياسي

 

١- هيات رئيسه کنگره به انتخاب دبير کميته مرکزي و رئيس دفتر سياسي تعيين ميشود. در هر اجلاس يک نفر از هيات رئيسه، رياست کنگره را برعهده خواهد داشت.

٢- تمام تصميمات با اکثريت نسبي آراء نمايندگان تصويب ميشود.

٣- راي گيري در کنگره بجز در انتخابات کميته مرکزي علني است. شمارش دقيق آراء در راي گيري هاي علني در مواقعي که تفاوت راي هاي موافق و مخالف عيان است ضروري نيست. در صورت نزديک بودن راي هاي مخالف و موافق، به تصميم رئيس و يا با پيشنهاد ٢ نفر از نمايندگان آراء شمرده ميشود.

٤- در طرح هر قطعنامه و قرار و پيشنهاد موافق و مخالف به تعداد مساوي صحبت ميکنند. ارائه دهنده هر قطعنامه مرکب (مبحث اصلي) يک نوبت در پايان بحث براي جمعبندي مبحث خواهد داشت. ارائه دهندگان قطعنامه هاي ساده و قرارها نوبت جمعبندي نخواهند داشت.

٥- در مباحث اصلي دو ارائه دهنده و دو مخالف از قبل از کنگره تعيين شده اند. مابقي سخنرانان در سالن نوبت ميگيرند.

٦- نوبت گرفتن در سالن براي سخنراني بصورت کتبي است. از ميان کساني که نوبت گرفته اند، در صورتي که به هرکس کمتر از ٥ دقيقه وقت برسد، سخنرانان به تعداد لازم به قيد قرعه تعيين ميشوند.

٧- کفايت مذاکرات به پيشنهاد هيات رئيسه و يا دو نفر از نمايندگان به راي گذاشته ميشود.

٨- کنگره تنها به مباحث و پيشنهاداتي ميپردازد که از قبل بطور کتبي در اختيار کنگره قرار داده شده باشند و کنگره ورود آنها را به دستور تصويب کرده باشد. هيچ قرار و طرح قطعنامه جديدي در کنگره دريافت نميشود و به راي گذاشته نميشود. (تصويب استثناء بر اين قاعده تنها با راي نصف بعلاوه يک نمايندگان مجاز است)

٩- ترتيب جلسات

الف: پيش از دستور:

مارش انترناسيونال \سکوت به احترام جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم (١٥ دقيقه)

سخنراني افتتاحيه (دبير کميته مرکزي) (٢٠ دقيقه)

تصويب اعتبار نامه نمايندگان (گزارش و راي گيري ١٥ دقيقه)

تصويب آئين نامه و دستور کنگره (١ ساعت)

سخنراني ريبوار احمد (دبير کميته مرکزي حزب کمونيست کارگري عراق) (٢٠ دقيقه)

 

ب: دستور پيشنهادي

١- گزارش (رحمان حسين زاده: ١٠ دقيقه، سالن: ١ ساعت، مسئولين ٣٥ دقيقه = جمع = ١ ساعت و ٤٥ دقيقه)

٢- قطعنامه ها  - ٧ ساعت (حدود ٧ قطعنامه)

٣- قرار ها – ٢ ساعت (حدود ٨ قرار)

٤ - انتخابات کميته مرکزي جمعا ٤٥ دقيقه

٥ – اختتاميه – ٢٠ دقيقه

١٠- گزارشات به راي گذاشته نميشود. وقت موجود ميان سخنرانان تقسيم ميشود. پس از اظهار نظر سخنرانان مختلف، يک نوبت کوتاه نهايي براي توضيح بيشتر در مورد جوانب مورد بحث گزارشات به ارائه کنندگان آنها داده ميشود.

١١ - در پايان هر اجلاس (صبح يا عصر) جمعا ١٥ دقيقه براي اظهار نظر ميهمانان و ناظرين وقت داده ميشود. (جمعا چهار نوبت)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:30  توسط فاتح شیخ   | 

قطعنامه درباره:

اوضاع ايران و مصاف هاي حزب کمونيست کارگري – حکمتيست

 

پيشنهاد کننده: کورش مدرسي

حمايت کنندگان: اسد گلچيني، جمال کمانگر، خالد حاج محمدي، امان کفا، مظفر محمدي، فاتح شيخ، بهرام مدرسي، رحمان حسين زاده

 

1 -     ناتواني ذاتي جمهوري اسلامي در پاسخ گوئي به نيازهاي اقتصادي و سياسي جامعه ايران و بحران پا برجاي سياسي در اين نظام بر متن نفرت عمومي مردم از جمهوري اسلامي هنوز اوضاع جامعه ايران را متحول و بحراني نگاه داشته است.

2 -      ناتواني ماهوي اپوزيسيون راست در سازمان دهي و رهبري هر مبارزه ميليتانت و عميقي عليه جمهوري اسلامي، ترس ذاتي اين اپوزيسيون از دخالت مردم و بويژه طبقه کارگر در قدرت سياسي، و بحران عميق ايدئولوژيک – سياسي اپوزيسيون راست ناشي از سياست هاي دولت الگو و سرمشق خود، يعني آمريکا، براي حزب ما يک فرصت مجدد در باز سازي، عروج و رهبري جنبش سرنگوني از يک زاويه کمونيستي – کارگري را فراهم آورده است.

3 -     جنبش سرنگوني جمهوري اسلامي بر متن امکان  حمله آمريکا به ايران شکل ميگيرد. حمله اي که ميتواند شيرازه جامعه را از هم بپاشد و بزرگترين تراژدي انساني تاريخ معاصر ايران و منطقه را شکل دهد. اين واقعيت به جنبش سرنگوني ابعادي بشدت پيچيده ميدهد. مردم ايران و طبقه کارگر در اين طوفان عظيم به قطب نمائي مطمئن و هدايت کننده اي مصمم، روشن و قدرتمند نياز دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 17:29  توسط فاتح شیخ   | 

گارد آزادى، حضور رهبران كمونيست در ميان مردم در كردستان
اولين سالگرد تشكيل حزب حكمتيست
گفتگو با عبداله دارابى، مجيد حسينى، فاتح شيخ و كورش مدرسى
قسمت اول                قسمت دوم
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 12:50  توسط فاتح شیخ   | 

پيشنهاد کننده: فاتح شيخ

حمايت کنندگان: نسان نودينيان، جمال کمانگر، بهرام مدرسي، اسد نودينيان، خالد حاج محمدي، عبدالله دارابي، ايرج فرزاد، آذر مدرسي

بيانيه کنگره اول حزب کمونيست کارگري ايران – حکمتيست درباره اوضاع جهان و موقعيت کمونيسم

١- تحولات اوضاع جهان در دو دهه اخير، شرايط خطير و پرتلاطمي براي زندگي انسان و براي مبارزه طبقه کارگر جهاني ببار آورده است. در اين دوره، باوجود جهشهاي عظيم در تکنولوژي و توليد جامعه، سهم انسان کارگر از زندگي امروزي، از امنيت و آزادي، از سلامت و فراغت و شادي و از ثروت بيکراني که محصول کار اوست پيوسته کاهش يافته است. ميلياردها انسانِ اسير بدترين شرايط استثمار، شنيعترين فقر و فلاکت، جنگ و گسيختگي جامعه و انبوه مشقاتي هستند که چشم انداز پايان و يا تخفيف ولو موقت آن روشن نيست. علاوه بر تنزل معيشت و حقوق و حرمت انسان، ارزش جان انسان به طرز هولناکي افت کرده است. در اوج جهاني شدن سرمايه داري، در دل عظيمترين انقلابات تکنولوژيک، بقاء فيزيکي معضل دهها ميليون انسان از کشورهاي فقرزده و جنگزده آفريقا و آسيا تا پايتختهاي اروپا و آمريکاست. در اين دوره مخوف از حيات سرمايه داري، جوهر ضدانساني اين نظام، خود را در شديدترين درجات استثمار نيروي کار، کريهترين اشکال ارتجاع سياسي، جنگ و ميليتاريسم، تروريسم دولتي و غيردولتي، عقبگردهاي فکري و فرهنگي و اخلاقي، احياء خرافات مذهبي و قومي، کودک آزاري، زن ستيزي و زن کشي، فروپاشي زندگي مدني، و ناامني و بيحقوقي وسيع انسانها علنا نشان داده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 12:39  توسط فاتح شیخ   | 

رفسنجانى نماينده هيچ كشكمكش و هيچ جناح قابل اعتنا در رژيم نيست. كشمكش بنيادى در ميان مردم و جمهورى اسلامى است.
كنفرانس اول كودكان، مجادلات درون رژيم و تصوير دلخواه اپوزسيون راست از آن، كنگره حزب حكمتيست، اسلام سياسى در ايران
سليمان قاسميانى،  كورش مدرسى و فاتح شيخ
قسمت اول        قسمت دوم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 13:57  توسط فاتح شیخ   | 

برنامه جمعه هشتم  مهر  ماه  ١٣٨٥، بيست و نهم  سپتامبر  سال ٢٠٠٦

بايد متحد شد. اين، مبتكر و پرچم روشن اعتراضى ميخواهد. چپ بايد اين نقش را بعهده بگيرد. چاره ديگرى نيست.

اخبار كمپين نجات جان كبرى رحمانپور، جنبش عمومى عليه مجازات اعدام، اعتراضات كارگرى، اعتراضات در محيطهاى دانشجويى، اسلام سياسى پنج سال پس از ١١ سپتامبر

گفتگو با آزاد زمانى، مهرنوش موسوى، كورش مدرسى و فاتح شيخ

قسمت اول        قسمت دوم

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 18:22  توسط فاتح شیخ   | 

سمینار فاتح شیخ در انجمن ماركس–حكمت لندن:منصور حکمت و کمونیسم کارگری


شنبه ١۴ اکتبر ٢٠٠٦
ساعت ١١ صبح
بخش اول
لطفا از آوردن كودكان زیر ١٦ سال خودداری کنید
ورودی: ۵ پوند
برای اطلاعات بیشتر با نسرین جلالی مدیر انجمن مارکس - حکمت تماس بگیرید:
تلفن: 07708125993
ایمیل:
marx.hekmat@gmail.com
http://www.marxhekmatsociety.com/

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 13:11  توسط فاتح شیخ   | 

::. یاوه های ”دموکراسی خواهانه“!

با فاتح شیخ درباره حملات اخیر نیروهای آمریکایی به دفتر کنگره آزادی عراق در بغداد
فواد عبداللهی: سه سال و نیم پس از حمله آمریکا به عراق، دنیا شاهد است که سیاستهای ”دموکراسی خواهانه“ بوش و بلر به گل نشسته است. از پس سناریوی سیاهی که با حمله آمریکا به عراق برپا شده، تنها یک جریان و یک نیرو بنام ”کنگره آزادی عراق“ میخواهد در برابر اشغال آمریکا و گانگسترهای قومی و اسلامی نیرو جمع کند و بایستد و مدنیت و شیرازه جامعه را بازگرداند. نیروهای آمریکایی این روزها به دفتر کنگره آزادی عراق در بغداد حمله کرده اند. این حمله در ادامه چه نوع سیاستی است؟ دم زدن اینها از ”دموکراسی“ چه معنایی دارد؟ مگر قرار نیست آزادی بیان، تشکل، احزاب، اعتصاب در نوع ”دموکراسی خواهی“ که حاصل سیاست جنگ فروشی امروز آمریکا بعد از جنگ سرد است به رسمیت شناخته شود؟                             
فاتح شیخ: بوش و بلر درباره دمکراسی فقط چرند میگویند. این را امروز همه میدانند.  پنج سال پس از ١١ سپتامبر و اعلام ”جنگ علیه ترور“، سه سال و نیم پس از حمله آمریکا به عراق، یاوه های ”دموکراسی خواهانه“ اینها توخالی تر از آن است که نیاز به افشا داشته باشد. گرفتن حمله نیروهای آمریکایی به دفتر کنگره آزادی عراق از سر افشای ”دمکراسی خواهی“ بوش و بلر، از معنی و اهمیت واقعی آن کم میکند. کنگره آزادی عراق یک دفتر مطبوعاتی نیست، یک خبرگزاری نیست، یک کانال تلویزیونی نیست، یک ان جی اوی باوجدان برای تسکین دردهای مردم نیست. کنگره آزادی عراق آلترناتیوی واقعی است برای خروج جامعه عراق از اوضاع جهنمی فعلی، برای پایان دادن به گندکاری و جنایات آمریکا، باندهای اسلامی و قومی، میلیشیاهای قتل و غارت که از هر گوشه به جان مردم افتاده اند و روزانه صدها نفر را لت و پار میکنند. کنگره آزادی عراق آلترناتیوی سیاسی برای آزادی عراق از اشغالگری آمریکا و سلطه ارتجاع اسلامی و قومی و بجای آنها برپا کردن یک دولت سکولار غیرمذهبی غیرقومی در عراق است. به همین خاطر نیروهای اشغالگر آمریکا به دفتر کنگره آزادی عراق حمله کرده اند؛  دارند جلو رشد و پیشروی این آلترناتیو سد و مانع درست میکنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 10:46  توسط فاتح شیخ   | 

جدال واقعی در پشت جدال پرچمها در کردستان عراق

مصاحبه با فاتح شیخ

اكتبر:

اخیرا مسعود بارزانى رهبر حزب دمکرات کردستان عراق و رئیس حکومت منطقه ای کردستان عراق طی فرمانی دستور داد پرچم کنونی عراق که از رژیم بعث مانده و هنوز با پرچم دیگری جایگزین نشده است، در منطقه کردستان برچیده شود و پرچم كردستان برافراشته شود. اين مساله واکنشهای بعضا تندی را در بغداد برانگیخت که انعکاس آن چند روزی در صدر اخبار بود و بعدا فرو نشست. اين جدال بر سر پرچم، چه جايگاهى در روند تحول اوضاع سیاسی جارى عراق و كردستان عراق دارد؟ چرا درست همين وقت براى اين کشمکش انتخاب شد؟ کار ممکن است به كجا بکشد؟ آیا این به نوعی نشان میدهد که مساله استقلال كردستان عراق در چشم انداز است؟ یا سازش ديگرى در پیش است؟ و بالاخره مردم در اين میان چه نقشی دارند؟

فاتح شيخ: پرچم، هر پرچمی، تاریخا پوشش منافع زمینی و واقعی معینی بوده است. پرچمها در هر مقطعی نشانه، رمز و مظهر جدال جنبشها و جریانات سیاسی معینی بر سر منافع واقعی مشخصی بوده اند. در این مورد هم دقیقا باید رفت و در پشت این جدال پرچم ها، دنبال مساله اصلی و کشمکش واقعی گشت. این دو پرچم سالها در کمال "همزیستی" در کنار هم افراشته بوده اند. چطور شده که اکنون ناگهان در مقابل هم قرار داده میشوند. واضح است که منافع جریانات پشت دو پرچم از هم دور شده است.

جایگاه واقعی این جدال پرچم ها در روند تحول اوضاع به نظر من در دو بعد یا دو امتداد قابل تشخیص است:

- اول در بعد شکاف در ائتلاف حکومتی در عراق یعنی در امتداد سر باز کردن تناقضات در رابطه جنبش ناسیونالیسم کرد حاکم بر کردستان عراق با جریانات دیگر سهیم در قدرت حاکمه در بغداد؛

- دوم در بعد داخلی در امتداد رابطه همین جنبش ناسیونالیسم کرد حاکم در کردستان عراق با مردم منطقه که اخیرا درگیر اعتراضات وسیعی علیه عملکرد "حکومت منطقه کردستان" بوده اند.

بگذارید هر دو بعد را قدری بشکافیم.

١) - واقعیت اینست که ائتلاف احزاب ناسیونالیست کرد با دیگر جریانات سهیم در قدرت حاکمه در عراق از روز اول بسیار پرتناقض و شکننده بوده و امروز به مراتب شکننده تر و پرتناقض تر شده است. وخامت اوضاع در قلمرو "دولت" مرکزی عراق نیاز به بازگو کردن ندارد. آنجا جهنم است. ویرانه است. گردونه خون است. قتلگاه مردم است. بازار معامله با جان بی ارزش انسانهاست. جولانگاه باندهای میلیشیائی اسلامی و عشیره ای و گانگستری و تروریستی است که زیر نام شیعه و سنی و القاعده و بعثی و غیره بر سر قدرت در جنگند و از هر طرف مردم بیدفاع را لت و پار میکنند. حالا از خود سردمداران باصطلاح "دولت" عراق گرفته تا سخنگویان قدرت اشغالگر یعنی بوش و بلر و رامسفیلد و خلیل زاد تا کوفی عنان همه میگویند هنوز در عراق جنگ داخلی نیست ولی ممکن است بشود!! اینها مثل همیشه رسما واقعیات را وارونه میکنند. هر انسان عراقی هر روز "جنگ داخلی" را در کریهترین اشکال میبیند و هر ناظری در هر جای دنیا با اندک دقتی درک میکند که این جامعه به چه گرداب هولناکی افتاده است. آنها که نمیپذیرند لابد نمیخواهند شکست خود را بپذیرند. واقعیت اینست که "پروسه" سرهم کردن "دولت" در عراق شکست خورده و از دست رفته است.

در چنین شرایطی طبیعی است که هر جریانی خرج خودش را جدا میکند و میکوشد منافع ویژه خودش را از زیر این آوار در ببرد. منافع مشترکی نمانده تا پرچم مشترکی آن را نمایندگی کند. اقدام رهبری ناسیونالیسم کرد حاکم در کردستان عراق از این جنس است. نیروهای اسلامی مسلط بر جنوب عراق هم با طرح شتابان فدرالیسم استانهای جنوب همین سیگنال را پخش میکنند. آخوندهای نجف و کربلا هم امروز دم از فدرالیسم میزنند که تا دیروز نمیزدند. هر که بتواند خرج خودش را جدا کنند در این مسیر جلو میرود. "دولت مرکزی" جای امید هیچیک از طرفهای ائتلاف نیست. ائتلاف شکاف برداشته است. کسی برای "قانون اساسی" و "پارلمان" عراق و "دولت" مالکی تره خورد نمیکند. واضح است که گروهبندی ناسیونالیسم عرب و بعثیون سابق و لاحق و روسای عشایر که در مناطق وسط عراق نفوذ و فعالیت دارند از این روند ناراضی اند اما اینها نه در "دولت" عددی و وزنه ای هستند و نه از لحاظ قدرت میلیشیائی قادرند بالانس کنونی را تغییر دهند. درنتیجه عراق بطور دوفاکتو سه تکه است.

از نظر ناسیونالیسم کرد حاکم در کردستان عراق، شریک بودن در اوضاع جاری در عراق دیگر از خیلی جهات ضرر و خطرش بر منافعش میچربد. از اول هم هر انسان دارای تجربه سیاسی میتوانست تشخیص بدهد که فرمول فدرالیسم در عراق فرمول ائتلاف ناگزیر و آتش بس موقت بین جریاناتی است که دیر یا زود جنگ قدرتشان از زیر پرده "اتحاد فدرال" بیرون میزند. کردستان عراق در مقطع حمله آمریکا به عراق و سقوط بعث ١٢ سال بود استقلال دوفاکتو داشت، حالا که رهبری ناسیونالیسم کرد، به هر قصدی، مساله استقلال را به میان میکشد باید جوابگو باشد که چرا بدون پرسیدن رای مردم کردستان در یک رفراندم آزاد، سر خود این منطقه را پس از آنهمه سال جدائی، دوباره به قلمرو حاکمیت بلبشوئی بغداد الحاق کردند. میگویند اتحاد داوطلبانه، اما این یک الحاق آشکار بود که علیرغم نظر مردم که رسما در ابعاد میلیونی روی سی دی به سازمان ملل تحویل داده شد، با دور زدن رای مردم و با پایمال کردن حق مردم کردستان در تعیین آینده سیاسی شان انجام دادند. بهررو جدال پرچمها در حال حاضر با وساطت خلیل زاد فرو نشسته است اما جدال واقعی پشت آن به قوت خود باقی و جاری است و دیر یا زود به اشکال دیگر بیرون میزند.

٢) - بعد دوم مساله به رابطه مردم کردستان با حاکمیت احزاب ناسیونالیست برمیگردد. مردم در اعتراضات توده ای گسترده اخیرشان با طرح خواستهای خیلی ابتدائی خود در حقیقت یک تغییر سیاسی مهم را برجسته کردند: اینکه در کردستان عراق تفاوتهای طبقاتی بر مساله ملی و کشمکش ملی سایه انداخته است. پس از ١٥ سال تجربه حاکمیت این احزاب که طی آن مثل روز روشن شد که پیروزی "کردایه تی" پیروزی سیاسی و معیشتی آنها نیست و به معنی آزادی و رفاه آنها نیست، پائین جامعه دارد از کردایه تی عبور میکند و به منافع واقعی طبقاتی خود آگاه میشود. آگاه میشود که این پیروزی طبقات داراست که به آلاف و الوفی ماوراء رهاترین رویاهایشان رسیده اند و انصافا حق دارند به پیروزی خود ببالند و شاد باشند.

در حرکت اعتراض توده ای اخیر در ورای مطالبه آب و برق و سوخت و آزادی، در واقع یک صفحه سیاسی ورق خورد: صفحه توهم به کردایه تی به صفحه آغاز آگاه شدن به شکاف طبقاتی جامعه. تفاوت طبقاتی زننده تر از آن است که بتوان آن را زیر پرده توهمات ملی پنهان کرد. در جریان این اعتراضات، سران حاکمیت بارها به مردم گفتند "اگر ما را نمیخواهید ما میرویم". مردم میدانند و خود حاکمیت با دستگاه سرکوب و ارتش و امنیتش فریاد میزند که کار به این سادگی نیست و این جدال ادامه دارد. سران حاکمیت به تبعیت از مارگارت تاچر گفتند: "بدیلی وجود ندارد". اما خود میدانند که بدیل موجود است و در دل همین حرکات توده ای دارد قامت میکشد. جدال پرچم تلاشی بود برای باز گرداندن توده مردم به زیر یوغ توهمات ملی. تلاشی بود برای کمرنگ کردن تفاوتهای طبقاتی جامعه کردستان در سایه تشدید کشمکش ملی. مردم اما به این جدال با بی تفاوتی تلخی پوزخند زدند، چراکه منافع خود را در آن ندیدند. مردم منافع مستقل طبقاتی و اجتماعی خود را، در تمایز با توهمات خاکستری کردایه تی، شناخته اند و در آن مسیر جلو میروند.

طرح مساله استقلال هم نمیتواند به هیات حاکمه کمک کند زیرا این یک مطالبه واقعی ناشی از ضرورت عینی درآمدن جامعه کردستان از بلاتکلیفی سیاسی بود که توسط خود این حاکمان پایمال شده است. مردم وسیعا خواهان رفراندم برای استقلال هستند. در حالیکه رهبری ناسیونالیسم کرد در پی یافتن نقطه سازش دیگری با ائتلاف ترک خورده و" دولت" مرکزی هستند که در آن سهم بیشتری از ثروت حاصل از استثمار کارگران را به کیسه جداگانه خود بریزند. حاصل این سیاست کجدار و مریز، ادامه بلاتکلیفی سیاسی کردستان است و به حکم منافات آن با تحول عینی اوضاع که روز به روز شکاف منطقه کردنشین از بقیه عراق را بازتر میکند در برابر فشار مردمی برای رفراندم استقلال به گل خواهد نشست.

*

در خاتمه باید بگویم که یک بعد جانبی یا حاصل فرعی این جدال در عین حال تثبیت برتری سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق بر حزب متحد آن است. نیاز سرمایه جهانی به "جزیره آرامش" کردستان عراق، که به امید سودآوری بالا به آن روی تمایل نشان میدهد، ناگزیر به نوعی پالایش صفوف هیات حاکمه و تغییر بالانس دو جناح کردایه تی دامن میزند. در این روند حزب دمکرات کردستان عراق فی الحال آشکارا دست بالا پیدا کرده است. رهبری این حزب در جدال پرچمها عملا اتحادیه میهنی را در یک موقعیت "دشوار" و خواه و ناخواه دنباله رو گذاشته و با این کار روند تثبیت هژمونی خود را تسریع و تقویت کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 10:24  توسط فاتح شیخ   | 

فاتح شیخ

Fateh_sh@yahoo.com

حزبی که میسازیم!

(بسوی کنگره اول حزب حکمتیست)

آنچه قرار است یک ماه بعد در کنگره اول حزب حکمتیست صورت گیرد لحظه ای از لحظات ساختن این حزب است که دو سال و اندی قبل، در پی حاد شدن بحران داخلی حزب کمونیست کارگری، موجودیت خود را به جامعه اعلام کرد. در آن مقطع شمار بالائی از رهبری و کادرهای تاریخ تحزب کمونیستی در ایران، مصمم و متحد اعلام کردند که باید سنت کمونیسم اجتماعی منصور حکمت را از گیر نزاع خانگی با سنت چپ بی دخل به جامعه رها کرد و کار کمونیستی و انقلابی را با کاراکتر متمایز حکمتیستی، در قالب حزبی جدیدی ادامه داد. چپ غیراجتماعی در حزب کمونیست کارگری پس از مرگ منصور حکمت، با فرصت نویافته ای که برای تحرک نوعا فرقه ای بدست آورد، آن حزب را از ریل تبدیل شدن به حزب سیاسی خارج کرد و به دایره بسته یک سکت ایدئولوژیک غلطاند. اتمام پروژه منصور حکمت برای ساختن حزب سیاسی سازمانده انقلاب اجتماعی طبقه کارگر، تماما بر دوش حکمتیستها افتاده است. این وظیفه از روز اول چراغ راه و شاخص اصلی حرکت ما شد. کنگره اول حزب حکمتیست محل تثبیت قطعی این روند است.

ما، رشته ساختن حزب سیاسی کمونیستی کارگری را از همانجا که جست و خیز چپ غیرمسئول پاره کرده بود، بدست گرفتیم. اما این پروژه علاوه بر نبود مطلق امکانات مادی، در شرایط مطلقا نامساعدتر سیاسی باید پیش میرفت. تحولات خطیری که جنگ آمریکا علیه عراق در اوضاع سیاسی ایران و منطقه ایجاد کرد، موقعیت تقویت یافته تری به جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی بخشید. تهدید آمریکا به بهانه هسته ای باز هم دست جمهوری اسلامی را قویتر کرد. به موازات این تحولات، گذشته از ضربه ای که با فقدان منصور حکمت به رهبری چپ جامعه وارد شد، افق سیاسی اپوزیسیون راست هم با بن بستها و تناقضات سیاستهای آمریکا، تیره تر شده است. درنتیجه فضای عمومی جامعه دچار ابهام و جنبش سرنگونی دچار گیجسری است و خطر یاس و بی تفاوتی سیاسی جدی است. برای خنثی کردن چنین خطری، حزب حکمتیست و گارد آزادی آن مصمم است نیروی مردم را متحد کند و به میدان بیاورد. احیاء جنبش سرنگونی و تقویت موقعیت چپ، در گرو حضور فعال حزب کمونیستی قدرتمند بعنوان بازیگر اصلی در صحنه سیاست جامعه است. جامعه برای رهایی از شر جمهوری اسلامی، خروج از بحران فراگیر و حرکت بیوقفه بسوی انقلاب سوسیالیستی به چنین حزبی نیاز حیاتی دارد. کنگره اول حزب حکمتیست محل اعلام آمادگی حزب برای ایفای این نقش است.

در جهان شاهد وخامتبارترین اوضاع دو دهه اخیر هستیم. در این دوره مخوف و تیره از حیات سرمایه داری، ماهیت ضدانسانی این نظام، خود را در کریه ترین اشکال ارتجاع سیاسی، جنگ و میلیتاریسم، تروریسم افسار گسیخته، عقبگردهای اجتماعی و فکری و فرهنگی هولناک، فروپاشی زندگی مدنی و ناامنی و بیحقوقی وسیع انسانها، به عریانترین شکل نشان داده است. در چنین شرایطی جهان نیازمند احزاب کمونیست کارگری آنچنان نیرومند و اجتماعی و توده ای است که بتوانند نیروی مقاومت و مبارزه و تعرض مردم و صفوف طبقه کارگر را در هر جا علیه ارتجاع و جنگ و میلیتاریسم و تروریسم و یورش سرمایه به زندگی و حقوق انسانها به میدان بیاورد. حزب حکمتیست باید بتواند الگوی چنین حزبی را به دست بدهد. کنگره اول حزب محل اعلام این عزم راسخ است.

در عراق حزب کمونیست کارگری عراق و کنگره آزادی عراق در دل سخت ترین و ناامن ترین شرایط، در صف مقدم مبارزه برای دفاع از مدنیت و انسانیت و امنیت و سکولاریسم در مسیر آزادی جامعه از اشغالگری آمریکا و متحدان و تاخت و تاز وحشیانه باندهای اسلامی و عشیره ای و گانگستری است. حزب حکمتیست و حزب کمونیست کارگری عراق دوش به دوش هم علیه ارتجاع و امپریالیسم و سرمایه نبرد میکنند. کنگره اول حزب حکمتیست محل ابراز قدرتمند این اتحاد انترناسیونالیستی، کمونیستی و پرولتری است.

حزب حکمتیست تولدی دیگر برای جنبش حزبی کمونیسم کارگری منصور حکمت است. یک حزب سیاسی رادیکال، با استراتژی و سیاست متمایز و بی ابهام، با رهبری متحد و با عملکرد روشن. کنگره اول حزب حکمتیست محل رسمیت بخشیدن به این استراتژی و سیاست و پراتیک روشن و رادیکال است.

در فرصت مانده به کنگره برای پیروزی همه جانبه آن دست به دست هم بدهیم! به کنگره حزب حکمتیست خوش آمدید!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 10:15  توسط فاتح شیخ   |